مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٧١ - پیشنهاد اول نماز جمعه و عفو عمومی (ت)
[١]
[١]* جهاد عبارت است از: لشکر کشی و گسیل افراد تحت حکومت اسلام را برای مسلمان کردن کفّار و مشرکان از کشورهایی که مسلمان نیستند و از حکومت اسلام نیز تبعیّت نمىنمایند. و این لشکر نیز برای دفاع از دشمنان پیوسته آماده خواهند بود.
باید دانست که این مسئله غیر از مسئله قبل است و مفادش این است که: در اسلام جمیع افراد، جزء سپاه اسلاماند.
مسئلۀ ششم: مجهّز شدن علما و فقها و فضلای اسلام است به اسلحۀ کمرى. اینک که علما با خود حمل سلاح نمىکنند، در حقیقت خلع سلاح شدهاند؛ علمای اسلام که آمر به معروف و ناهی از منکرند، باید با خود ضامن اجرا داشته باشند، و آن عبارت از سلاح است.
همانطور که افسران و پاسبانان باید جواز حمل سلاح داشته باشند، علما و طلاّب متعهّد نیز باید اینطور باشند، بلکه حمل سلاح برای ایشان لازمتر است. معنی حمل اسلحۀ کمری این نیست که در هر واقعه انسان دست به اسلحه ببرد، بلکه برای چشمترسی متخلّف است؛ همچنانکه مىبینیم افسران نیز شاید در تمام مدّت عمر هم یکبار دست به اسلحه نبردهاند، ولی حمل اسلحه آنها را اعتبار مىدهد، اعتبار عملی و فعلى. علما و فقها که حقّاً ضامن مسئولیّتهای مادّی و روحی مردم مىباشند، برای نفوذ کلمه و اعتبار امر و نهی و جلوگیری از فحشاء و منکرات، حمل سلاح برای آنها ضروری است.
باری ما این بیست ماده را به مرحوم شهید مطهّری دادیم، و آقای مطهّری در مورد حجاب زنان و تغییر پوشش به شکل صحیح حتّی دربارۀ خود ایشان گفتند: ”من این را چگونه به ایشان بگویم؟ آیا از قول شما بگویم؟“ گفتم: بگویید.
و ایشان هم پس از اینکه رفته بودند قم خدمت آیةالله خمینى، راجع به نماز جمعه پیشنهاد کرده بودند؛ آیةالله گفته بودند: ”آخر الآن آقای حاج شیخ محمّدعلی اراکی در قم نماز مىخوانند، من به ایشان چه بگویم؟“
آقای مطهّری گفته بودند: ”ایشان نماز را به شما تقدیم مىکنند!“
آیةالله خمینی گفته بودند: ”من چگونه از خانه بیرون بروم؛ این مردم ماشین را تکه تکه مىکنند!“ چون همان زمانی بود که علاقۀ مردم بسیار شدید بود؛ البتّه بحمد الله علاقۀ مردم در تمام طول این چند سال شدید بود، لذا ایشان از منزل بیرون نمىآمدند؛ و در جریان تشییع جنازهشان که دیدید که چه کردند، بهطورىکه اصلاً جنازه در خطر بود که در زیر دست و پا بهکلّی مفقود بشود و از بین برود! و خلاصه فرموده بودند: ”من چطور از خانه بیرون بیایم؟“ مرحوم مطهّری گفته بودند: ”نه، اینها مهم نیست؛ بالأخره انسان راههایی برایش درست مىکند. و لو یک جلسه هم *