مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٨١ - دوازدهم لباس مناسب برای طلاّب و ائم١٧٢٨ جمعه و جماعات
کلاه شاپو و کلاه کِپ، کلاه کفّار است؛ کلاه اسلام عبارت است از قَلَنْسُوَه (کلاه ساده به شکل استوانه و یا مخروط ناقص که بر روی آن لفّافهای میبندند یا نمیبندند) و عبارت است از عِمامَه که از جلو و عقب دارای دو گوش آویزان باشد. امروز در [بین] بسیاری از مردم ایران حتّی در میان دهاقین و روستاییان ایالات خراسان، این نوع عِمامه را بر سر مردم میبینیم، و طرز لباسشان نیز غالباً اسلامی است و تغییر نکرده است.
امّا استعمار کافر در زمان پهلوی به عنوان متّحدالشّکل شدن، کت و شلوار فعلی معمولی را آورد با کلاه تمام لبه. آری متّحدالشّکل شدن آنها هَضم مسلمین در کفّار بود بهطوریکه حتّی از جهت لباس هم یکسان و تابع و بیهوّیت باشند؛ نه متحّدالشّکل به معنی اتّحاد لباس کفّار با مسلمین بهطوریکه آنها لباس مسلمین را بپوشند، و تابع و پیرو آداب اسلام شوند.
لباس زنان مسلمان لباس خاصّی است که از روی ژورنالهای پاریس و مشابه آن أخذ نمیشود، و طبق مُد وقتِ هوسران و هوسباز زمانِ کور و ظلمت، تغییر مُد نمیدهد. لباسهای زن مسلمان حتّی در داخل خانۀ خود و حتّی در فراش خواب، با لباس زن کافر تفاوت دارد.
شلوار زن مسلمان بلند یا تا زیر زانو است و درصورتیکه شَلیتَهْ یا دامن میپوشند، تا حدّ زانو بوده است؛ امّا پهلوی از دستبرد به آنها نیز خودداری نکرد و شلوار زنان را بهقدری کوتاه نمود که فقط برای نفس عورت بوده است و به نام تنکۀ پهلوی مشهور شد؛ همانند کلاه لبهدار که به نام کلاه پهلوی نامیده شد.
آرایش زن برای شوهر همهگونه جایز است امّا درصورتیکه ماهیّت اوّلین و هیئت اصیل اسلامی خود را از دست ندهد، و مَحو و فانی در هیئت کفر و لباس و زیّ اهل عناد و متمرّدین از شریعت حقّه نگردد؛ امّا در آنصورت به عنوان «تَلَبُّسِ مَلابِسِ أعداء» در آمده و حکم به حرمت بر آن بار، و اجتناب از آن لازم میگردد.