مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥١ - از هدی١٧٢٨ غدیریّه دو نام١٧٢٨ سیاه و سپید
و در صفحه ١٠٥ میفرماید:
|
سگصفت را چارهای جز دشنه و دشنام نیست |
||||
|
تا نبیند سنگ، سگ از مشت کی ساکت شود |
||||
و در صفحه ١٠٦ میفرماید:
|
کجا بودهای با شهی همرکاب |
کجا بودهای در شمار و حساب |
|
|
کجا کردهای خانه زین تهی |
کجا دیدهای چتر شاهنشهی |
|
|
کجا گرگ ترسیده از گوسفند |
اسد کی ز ارنب شود خوفمند |
|
|
هما هیچ نندیشد از مرغ شوم |
عقاب شکاری نترسد ز بوم |
|
|
چو روشن شود رایت آفتاب |
کشد ماه رخشنده در سر، نقاب |
|
|
چو از کوه گردد نمایان پلنگ |
شود پای رفتارِ روباه لنگ |
|
|
اگر فی المثل از کران تا کران |
شود بحر و بر پر ز مرغابیان |
|
|
ز پرواز شهباز فرخنده فال |
بود طاقت صبرشان پایمال |
|
|
شود از ملخ پر اگر روزگار |
یکی سار از ایشان بر آرد دمار |
|
|
شود وادی نمل اگر بیخبر |
سپاه سلیمان ورا رهگذر |
|
|
بهیکدم ز بیداد سُمِّ ستور |
اثر تا قیامت نماند ز مور |
و در صفحه ١٠٩ و ١١٠ میفرماید:
|
بود گر باز چشم مرد دیندار |
نماند در دلش یک ذرّه انکار |
|
|
سزاوار خلافت جز علی نیست |
خدا را جز علی غیری ولی نیست |
|
|
به نزد عقل این برهان کافی است |
که نَصبِ او شده، باقی خلافی است |
|
|
فإنّ الظنَّ لا یُغنی من الحقّ |
خدا فرموده در تنزیل مطلق |
|
|
به نَصِّ بَلِّغ با این صراحت |
که شد منصوب در امر خلافت؟ |
|
|
که را این جاه و این قدر و جلال است |
رقمدار از خدای ذوالجلال است؟ |
|
|
رقم قرآن و جبریل است چاپار |
خطیب آن رسول حکم جبّار |