مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٩٧ - هجدهم ترغیب اُمّت مسلم را به مهرالسُّنّة
سوّم: سنگر گرفتن مرد و زن در برابر هم؛ چون از وهلۀ اوّل، زن خود را باری و وزنهای در مقابل مرد میداند، مرد نیز زن را وجود تحمیلی بر خود نظر میکند. این دو نگرش خدای ناکرده در اثر مختصر اختلافی شدید میشود و روز به روز رو به تزاید میگذارد. این عقدۀ قلبی دیگر از تحمّل بیرون میرود و موجب بغض و بدبینی میشود. مرد میبیند که زن بر او تحمیل است، و زن میبیند که با این همه مشکلات و مهریّه، مرد از او نفرت دارد. این زندگی رو به فرسایش میرود؛ کمکم زن خسته و ملول میشود و مرد هم از خدا میخواهد این بار تحمیلی را فروگذارد. زن میگوید: مالم حلال، جانم آزاد!
در اینصورت بدون پرداخت مهر، با هزار دغدغه و مشکله هر دو از هم جدا، و آن محبّت منتظره تبدیل به عداوت، و زندگی مجتمع مبدّل به تفریق میشود؛ ایناست نتایج مهریّۀ سنگین.
تمام این مصائب و مشاکل از این رخ داده است که عنوان نکاح و ازدواج در میان مردم، عنوان مبادله و معاوضه را پیدا نموده است! امّا اگر بدانند و بفهمند که این عنوان غلط است ونکاح یعنی عبادت الهی و سیر در مدارج و معارج کمال انسانی و ایجاد مثل و خلیفۀ خداوندی در روی زمین، و زندگی مشترک براساس محبّت و مودّت و ایثار و تحمّل مشاق در راه به ثمر رسانیدن و پرورش و تربیت اولاد که اعظم از نتایج عالم خلقت است؛ دیگر صد در صد موضوع عوض میشود و به دنبال آن، حکم عوض میشود. غایة الأمر چون در ظاهر به واسطۀ عمل نکاح، تصرّفی از مرد در زن صورت میگیرد، مرد به عنوان هدیه چیزی نفیس و ارزشمند به او پیشکش و تقدیم میدارد. این هدیه همان عنوان مهر است که به صورت طلا یا نقره و یا کتاب علم و یا تعلیم قرآن و امثالها میباشد که باید نقداً داده شود، و همین مقدار اگر بر ذمّه در صورت عدم قدرت تعلّق گیرد نیز دارای اعتبار خواهد بود.
و از همه عالیتر و برتر مَهرالسُّنة است که عبارت است از پانصد درهم شرعی، معادل با سیصد و پنجاه مثقال شرعی، و معادل با دویست و شصت و دو و