مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٦ - راجع به قول عمر «إنّ الرّجل لیهجر»
و در کتاب شیعه در اسلام، جلد ٢، صفحه ٣٦ گوید:
«هَجْر به معنی هذیان، و هذیان به معنی پریشانگویی است، خواه از کمی خرد برخیزد خواه نتیجۀ بیماری باشد؛ چنانکه فیروزآبادی در قاموس لغت ”هذی“ را معنی کرده گوید: ”تکلّم بغیر معقول لمرضٍ أو غیره.“
زمخشری در اساس البلاغة و فیروز آبادی در قاموس و فیومی در مصباحالمنیر و ابناثیر در نهایة، هجر را به معنی هذیان و فحش و سخن زشت و درهمگویی (اختلاط) دانسته، و ابناثیر به داستان مرض پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اشاره کرده و آن کلمۀ زشت را از عمر نقل نموده گوید: ”چون گویندۀ آن عمر بود آن جمله از راه پرسش و استفهام است نه به نحو اخبار.“ ولی جای پرسش است که آیا کدام یک از صحابه چنین گمانی داشتند تا جای این پرسش خنک باشد؟ خشم پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و بیرون کردن آنان دلیل است که آن جمله از راه پرسش نبوده؛ و از این گذشته عبارت ابنسعد بدون همزه و به لفظ لیهجر بوده است، چنانکه [در بخش ١، صفحه ١٢] ذکر شد.»[١]
در رواشح السماویّه میرداماد، ذیل صفحه ١٣٦ به بعد راجع به «إنّ الرجل لیهجر» و معنای هجر و تصحیفات معنوی که بعضی از علمای عامّه در معنی هجر نمودهاند مطالبی در تحت عنوان: و مِنَ التَّصحیفات الفاضحة المعنویَّة بالعلماء[٢] العامّة فی حدیث مرض النبیّ صلّی الله علیه و آله: ”ائتُونی بدواة و قرطاس أکتُبْ لکم کتابًا لن تَضلُّوا بعدیـالخ“ وارد است.[٣]
[١]. همان، ص ٢٠٦.
[٢]. خ ل: ما لعلماء.
[٣]. رواشح السماویة, ص ٢١٠.