مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٨ - راجع به قول عمر «إنّ الرّجل لیهجر»
تحسین نمود و عمر نیز به ابوبکر ایرادی نگرفت و وصیّت او را عمل بر هجر و هذیان نکرد، با آنکه ابوبکر مردی عادی بود و شدّت مرض او را به بیهوشی کشانید؛ ولی رسول خدا که سفیر الهی بودند و در عین حال مرض هم آنقدر سخت نبود، گفتار آن حضرت را حمل بر هذیان و هجر نمود!
و در صفحه ١٦٥ گوید: «أحضَرَ أبوبکر عثمانَ و هو یجود بنفسه فأمرَه أن یَکتُب عهدًا و قال اکتُبْ: ”بسم الله الرّحمن الرّحیم هذا ما عَهِدَ عبدُالله بن عثمان إلی المسلمین؛ أمّا بعد!“ ثمّ أُغمِیَ علیه، و کتَب عثمانُ: ”قد استخلفتُ علیکم عُمَرَ بن الخطّاب.“ و أفاق أبوبکر، فقال: ”اقرَأْ!“ فقرَأه، فکبّر أبوبکر و سُرَّ و قال: ”أراک خِفتَ أن یختلف النّاسُ إن مِتُّ فی غَشیَتی.“ قال: ”نعم.“ قال: ”جزاک اللهُ [خیرًا] عن الإسلام و أهله.“»
در صفحۀ اوّل همین کتاب [جنگ ٩] نام بعضی از مدارک تاریخی قول عمر «إنَّ الرّجل لیَهجُر» برده شده، بدانجا مراجعه شود، و نیز به ذیل صفحه ٤ و اوائل صفحه ٥ مراجعه شود.[١]
در طبقات ابنسعد، جلد ٢، صفحه ٢٤٢ تا صفحه ٢٤٥ راجع به قول عمر: ”إنّ الرّجل لیَهجُر“ چندین روایت بیان میکند.
در شرح نهج البلاغه ابنأبیالحدید، جلد ٢، صفحه ٥٥ روایت هجر را بیان کرده است.
در پاورقی صفحه ١١٧ و ١١٨ شیعه در اسلام علاّمه طباطبائی مطالبی راجع به قول عمر و بیان سندهای این حدیث وارد است، به آنجا مراجعه شود[٢].[٣]و[٤]
[١]. رجوع شود به همین مجلّد، ص ٥٠ و ٥٤.
[٢]. شیعه در اسلام, علاّمه طباطبائی، ص ١٨٧.
[٣]. جنگ ٩، ص ٣٤.
[٤]. جهت اطّلاع بیشتر از مصادری که متعرّض داستان اعتراض خلیفه ثانی به پیامبر اکرم صلّی الله *