مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥١١ - حقوق مدنی
شده است، و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرموده: ”از ثروتمندانشان گرفته به بینوایان ردّ میشود.“ و فرمود: ”کسی که بیچارهای را پس از خود بگذارد، او مربوط به ماست و ما متعهّد امور او هستیم.“ و فرمود: ”من وارث کسی که وارث ندارد هستم، از جانب او دیه میدهم و از او ارث میبرم.“»
صفحه ١٣٩: «ج: این درست نیست که بگوییم: در اسلام برای رفع احتیاجات حکومت، ممکن نیست مالیات وضع نمود، و یا بگوییم: تنها زکات برای این منظور وضع شده است. زکات تنها یکی از سرمایههای امنیّت اجتماعی است که از ثروتمندان گرفته میشود تا به فقرا و مستحقّین برسد؛ لیکن احتیاجات حکومت چیزی جز احتیاجات خود ملّت نیست، و بر آنها لازم است که در برابر توقّعاتی که از دولت دارند مقداری از ثروت خود را برای تحقّق آمال و اهداف خود به دولت بدهند. همانطور که ملّت برای قسمتهای مختلفی از اجتماع کمکهایی کرده، پول و غیره میدهند، همچنین بر مردم است که مبلغی بر خود فرض نموده متعهّد شوند تا حکومت، امکاناتی برای انجام احتیاجات آنها داشته باشد، و مالیات چیزی جز مبلغی که مردم برای مصالح خود بهگردن میگیرند نیست.
امّا آن مالیاتهایی که در کتابهای فقهیِ قدیم ما شدیداً مذمّت شده است، از قسم مالیاتهای امروز نبوده و بین آنها فرق مهم و اساسی میباشد. مالیاتهای آن زمان از قبیل اموالی که مردم برای مصالح خود ملتزم شده جمعآوری میکنند نبود، بلکه باجهایی بود که حکومتهای سلطنتی از مردم گرفته و به دلخواه خود سلاطین به مصرف میرساندند، و روی این جهت اسلام هم شدیداً این مالیاتها را تحریم نمود؛ لیکن اکنون که واقعیّت مالیات عوض شده و جور دیگری است، حکمش هم فرق کرده است.»
صفحه ١٤٢: «ج: تدوین قانون اساسی باید پس از قوّه و امکاناتی برای تشکیل حکومت اسلامی باشد، همهجا وضع قانون اساسی باید به دست کسانی