تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥١ - سوره يونس(١٠) آيات ١ تا ٩
كه از جنس آدميان فرستد بعالميان يتيم ابو طالب را اختيار كند حقتعالى رد انكار ايشان كرده فرمود أَ كانَ لِلنَّاسِ آيا هست مردمان را عَجَباً تعجبى و شگفتى أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ آنكه وحى كرديم بسوى مردى كه از اقناى ايشانست نه از عظماى ايشان بدانكه أَنْ أَوْحَيْنا اسم كان است و عجبا خبر او بر او مقدم شده بجهت اعتنا بر انكار عجب و صاحب كشاف گفته كه اجود آنست كه كان تامه باشد و ان اوحينا بدل عجبا و اختيار للناس بر عند للناس بجهت دلالتست بر آنكه ايشان پيغمبر را اعجوبه گردانيده بودند براى خود يعنى او را منصوب گردانيده بودند براى محل تعجب خود و انكار و استهزاء خود را بجانب او متوجه ساخته و اين معنى از عند مفهوم نميشود و تعجب ايشان در اين از فرط حماقت و قصور نظر ايشان بود در امور اجله و جهل ايشان بحقيقت وحى و نبوت چه اعتقاد ايشان آن بود كه مزيت فضيلت و مرتبه شان مرد بكثرت مال و جاه دنيوى است و آن حضرت را كه از عظماى خود كمتر ميدانستند بجهت قلت مال بود و چون حكمت الهى مقتضى استحقار حطام دنيويه است از اين جهت اكثر پيغمبران كه مبعوث شدهاند متصف بصفت فقر بودهاند تا ببندگان نمايد كه مال دنيا را دخلى نيست در مرتبه كمال قال وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى و كفار از فرط جهالت اين را نمىيافتند و اكثر تعجب ميكردند و گويند تعجب ايشان از اين بود كه رسول (ص) از جنس بشر مبعوث شود نه از ملائكه چنان كه در سورة الانعام گذشت و بر هر تقدير ميفرمايد كه وحى كرديم بمردى كه از اصل و نسب شما است مضمون وحى أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ آنست كه بيم كن مردمان را از عقوبت الهى و ان مفسره است يا مخففه از مثقله پس در موقع مفعول اوحينا باشد و تعميم انذار بجهت آنست كه هيچ كس خالى از صفتى نيست كه او را از آن نبايد ترساند و بعد از آن تخصيص بشارت ميكند باهل ايمان چه كفار را سبب بشارت نيست پس ميفرمايد كه وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا و مژده ده آنان را كه گرويدهاند أَنَّ لَهُمْ بآن كه مر ايشان راست قَدَمَ صِدْقٍ پيشرو نيك عِنْدَ رَبِّهِمْ نزد پروردگار ايشان و آن سابقه جليله و منزله رفيعه و نعيم جنت است كه حق تعالى بآن وعده راست داده مؤمنان را كه بوسيله ايمان و طاعت بآن رسند و تسميه سابقه بآن بجهت آنست كه سعى و سبق بآن متقدم است هم چنان كه نعمت را يد ميگويند بجهت آنكه بدست داده ميشود و اضافه آن بصدق جهت تحقق آنست و تنبيه بر آنكه رسيدن به آن بصدق قول است و نيت و ابن عباس فرموده كه قدم صدق سبقت سعادتست در ذكر اول يعنى سابقه ازلى بسعادت اهل ايمان و مؤيد اينست قوله تعالى الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى و دمياطى گفته كه قدم صدق مقام صدق است كه در او