تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٢ - سوره يونس(١٠) آيات ١ تا ٩
ملال و زوال نيست يا ايمان صادق يا اعمال صالحه و مساعى جميله يا رضوان اللَّه يا دعاى ملائكه كه در باره ايشان سبقت كرده يا تقديم حقتعالى اين امت را در بعث چنانچه فحواى نحن الآخرون السابقون از آن خبر ميدهد يا شفيع صدق كه حضرت پيغمبر است و در عين المعانى آورده كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله را از قدم صدق پرسيدند فرمود
هى شفاعتى توسلون بى الى ربكم
و مقرر است كه گناهكاران تباه روزگار را هيچ وسيله براى آمرزش برابر شفاعت آن حضرت نيست و قول اخير منقولست از ابى سعيد خدرى و ماثور از ابى عبد اللَّه ع قالَ الْكافِرُونَ گفتند ناگرويدگان بعد از آمدن پيغمبر (ص) بر ايشان و نمودن خوارق عادات إِنَّ هذا بدرستى كه اين مرد لَساحِرٌ مُبِينٌ جادوييست آشكارا در اين اعترافست بآنكه ايشان مشاهده ميكردند امور خارقه عاده را كه عاجز كننده ايشان بود از معاضه إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ بدرستى كه پروردگار شما اللَّه است الَّذِي آن خداوندى كه بقدرت بى عجز و حكمت بى قصور خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بيافريد آسمانها و زمينها را كه اصول ممكناتاند و بزرگترين اجسام اين عالم فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ در مقدار شش روز از ايام دنيا و در آن مدت آن را اختراع و ابداع كرد با چندين بدايع و عجائب با آنكه قادر بود بيكطرفة العين آن را بيافريند تا تعليم بندگان باشد كه در كارها تعجيل نكنند كه
(التانى من الرحمن و العجلة من الشيطان)
و نيز تا آن ايهام طبع و ايجاب ابعد باشد و غير آن از وجوه حكمت و مصلحت و از اين قبيل است خلق الانسان حالا بعد حال و اخراج ثمار و ازهار و ساير نباتات شيئا بعد شىء ثُمَّ اسْتَوى پس مستولى شد عَلَى الْعَرْشِ بر عرش در تدبير امور هم چه استوارى ملك بر سرير استيلاء بر تدبير مملكت چه همه تدبير از عرش كه اعظم مخلوقاتست نازل ميگردد و لهذا بندگان نزد حوائج دستهاى خود را بجانب آن رفع ميكنند و مزيت تفصيل معنى استوا و ذكر ثم و اختلاف مفسران در سورة الاعراف مذكور شده يُدَبِّرُ الْأَمْرَ تدبير ميكند و ميسازد امر كاينات را بر مقتضاى حكمت يا تقدير ميكند بودنيها را بر وجهى كه ميخواهد و تدبير نظر است در ادبار امور تا محمود العاقبت واقع شود ما مِنْ شَفِيعٍ نيست هيچ شفاعت كننده روز قيامت إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ مگر پس از دستورى دادن خداى مر او را اين تقرير عظمت او است و عز جلال او و رد آن كسانى كه گمان ايشان آنست كه الهه ايشان شفيع ايشان خواهد بود نزد خدا و اثبات شفاعت آن كسى كه ماذون شود از جانب او ذلِكُمُ اللَّهُ آن كه موصوفست باين صفات مقتضيه الوهيت و ربوبيت خداى بحق است رَبَّكُمُ