تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٢ - سوره التوبة(٩) آيات ٤٠ تا ٤٩
كه ظفر نيابند كفار بر او وَ أَيَّدَهُ و قوت داد پيغمبر را بِجُنُودٍ بلشگرهاى ملائكه كه شما لَمْ تَرَوْها نديديد ايشان را يعنى فرشتگان را فرستاد تا در غار حراست و حفاظت او نمودند يا ملائكه منزل شدند در بدر و احزاب و حنين و گويند ضمير سكينة راجع بابو بكر است زيرا كه او مضطرب و ترسان بود اين قوليست بعيد زيرا كه همه ضماير ما قبل و ما بعد از آن راجع بحضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله است بلا خلاف و آن ضمير تنصروه است و ضمير (فقد نصره اللَّه و اذا اخرجه و لصاحبه و ايده) پس چگونه در خلال الضمائر ضمير عليه عايد بغير او باشد و مؤيد اينست كريمه ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كه در اين سوره واقع شده و نيز در سوره فتح وارد گشته كه فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ جَعَلَ و گردانيد كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا كلمه آنها كه كافر شدند السُّفْلى فروتر يعنى دعوت كفر كه از ايشان صادر ميشد خار و بيمقدار ساخت وَ كَلِمَةُ اللَّهِ و كلمه خدا يعنى دعوت اسلام يا توحيد يا كلمه شهادت هِيَ الْعُلْيا آن بلندتر و رفيع قدرتر است مراد آنست كه حقتعالى رسول را از دست كفار خلاص داد و بمدينه رسانيد چه اين ابتداء قوت اسلام بود و مذلت اهل شرك و يا آنكه تاييد پيغمبر خود (ص) داده بملائكه در مواطن هجرت و بجهت آن اسلام قوى شد و كفر و شرك ضعيف گشت وَ اللَّهُ عَزِيزٌ و خدا غالب است عزيز گرداند اهل توحيد را حَكِيمٌ دانا است خار سازد اهل شرك را مقصود از ايراد قصه غار در اثنا امر بغزوه تبوك آنست كه بيان اين فرمايد كه اگر شما اى كارهان جهاد يارى نكنيد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را من يارى كنم چنانچه در آن محل كه با او يك كس بود و تمام صناديد قريش بمقصد او برخاسته بودند من يارى او كردم و از ميان دشمنانش بسلامت بيرون آوردم پس مفتاح نصرت بقبضه قدرت منست و ما النصر الا من عند اللَّه و نعم ما قيل شعر
|
يارى از من جو نه از خيل و سپاه |