تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٠ - سوره هود(١١) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
بلخى نقل كرده كه علامت سعادت پنج چيز است نرمى دل بسيارى گريه نفرت از دنيا كوتاهى امل و شرمناكى و نشانه شقاوت هم پنج است سختى دل خشگى ديده رغبت دنيا طول امل بيحيايى شيخ ابو سعيد حرار فرموده كه حقتعالى در اين سوره دو امر عظيم بيان كرده يكى سياست جبارى و سطوت قهارى كه دمار از روزگار كفار برآورده و ديگرى حكم بسعادت و شقاوت خلق فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا پس آنان كه بدبخت شدند فَفِي النَّارِ پس در آتش دوزخ است لَهُمْ فِيها مر ايشان راست در آتش دوزخ زَفِيرٌ فرياد سخت وَ شَهِيقٌ و ناله زار و اشتقاق زفير از زفر است بمعنى شدت من قولهم لشديد الخلق هو زفير و شهيق آوازى باشد كه از اندرون بيرون آيد با كشش نفس و اصل آن طول مفرط است من قولهم جبل شاهق و در انوار گفته زفير اخراج نفس است و شهيق رد آن و استعمال زفير در مبدء صوت حمار است و شهيق در آخر آن مستعملست تشبيه فرموده و فرياد اشقيا را بانكر اصوات و يا مراد از زفير و شهيق دلالتست بر شدت كربت و غم ايشان و تشبيه حال ايشان بكسى كه حرارت بر قلب او مستولى شده باشد و روح او منحصر شده و بر هر تقدير اين بدبختان در دوزخ با اين ناله و فغان باشند خالِدِينَ فِيها در حالتى كه جاويد باشند در آن ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ ما دام كه آسمانها و زمينها بر جاى خود باشند اين تعبير است از تابيد و مبالغه بآن چه عرب تعبير از آن ميكند بر سبيل تمثيل كقولهم ما اختلف الليل و النهار و ما اذلهم ظلام و ما دام الجديدان و ما حدث الحادثان و ماذر شاة و مثل آن چون در عرف عرب اين كلمات عبارت از تابيد و تخليد است پس دوام دوزخيان بدوام آسمان و زمين باز بسته نبود چه نصوص داله بر تابيد عذاب دوزخيان و انقطاع دوام ارض و سما وارد است و بر تقدير اينكه كلام براى ارتباط باشد لازم نمىآيد از زوال سماوات و ارض زوال عذاب ايشان و نه از دوام آن دوام اين مگر از قبيل مفهوم زيرا كه دوام آسمان و زمين در حكم ملزوم دوام عذابست و اين معنى از مفهوم عبارت معلوم مىشود و مفهوم مقاومت نميكند با منطوق و گويند مراد سماوات آخرت و ارض آخرتست و كريمه يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ دالست بر اينكه ثابت شده در احاديث صحيحه كه اهل آخرت را مظلى و مقلى باشد مؤيد است بر آن و اين قول خالى از ضعف نيست زيرا كه بنا بر اين تشبيه است بآن چه اكثر خلق علم بوجود دوام آن ندارند و هر كه علم بآن دارد معرفة او بآن چيزيست كه دلالت بر دوام عقاب ميكند پس تشبيه نفعى ندهد گويند مراد بسماوات و ارض فوق و تحت است لقولهم كل ما فوقك فاظلمك فهو سماء و كل ما تحتك فاحملك فهو ارض يعنى هر چه تو را سايه كند پس آن آسمان باشد و هر چه بر دارد تو را پس آن زمين باشد پس معنى آنست كه ما دام كه تحت و فوق باشد