تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٩ - سوره الأنفال(٨) آيات ٥٠ تا ٥٩
ميل كنند و چون قلت لشگر مؤمنان در بدر مشاهده كردند گفتند غَرَّ هؤُلاءِ فريفته است اين گروه مؤمنان را دِينُهُمْ دين ايشان كه با وجود قلت و عدم عده در برابر چنين لشگرى آراسته در آمدهاند حق تعالى در جواب ايشان فرمود كه وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ و هر كه توكل كند بر خدا و كار خود را باو گذارد فَإِنَّ اللَّهَ پس بتحقيق كه خداى عَزِيزٌ غالب است بر همه پس متوكل را فرو نگذارد حَكِيمٌ حكم كرده است كه اهل توكل را يارى دهد و يا حكمت او مقتضى آنست كه نصرت متوكلان فرمايد
مرويست كه چون كفار قلت لشگر اسلام را بديدند روى بقتال حضرت رسول (ص) آوردند و چون بميان معركه قتال افتادند فرشتگان تازيانه بر پشت و روى ايشان زدند و ايشان را هلاك كرده بجهنم فرستادند و حقتعالى رسول را از اين خبر داد كه وَ لَوْ تَرى و اگر مىديدى اى محمد (ص) حال كفار را إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا كه چون قبض ميكردند ارواح آنها را كه كافر شدند الْمَلائِكَةُ فرشتگان كه اعوان ملك الموت بودند در حرب بدر اذ ظرف ترى است و مفعول ترى محذوفست و تقدير آنست كه و لو ترى الكفرة او حالهم و حينئذ الملائكة فاعل يتوفى است و قرائت ابن عامر بيا دالست به اين و مىتواند بود كه فاعل آن حقتعالى باشد و ملائكه مبتدا و خبر آن يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ يعنى فرشتگان مىزدند عمودهاى آتشين را بر روهاى ايشان و بنا بر آنكه ملائكه فاعل يتوفى باشد اين جمله فعليه حال خواهد بود از الذين كفروا يا از ملائكه و يا از هر دو بجهت اشتمال آن بر ضمير هر دو واو بجهت عدم اتيان بواو بجهت استغنى است بضمير از واو پس معنى آنست كه ملائكه قبض ارواح كفار مىكردند در حالتى كه مىزدند فرشتگان عمودها بر رويهاى ايشان وَ أَدْبارَهُمْ بر پشتهاى ايشان و مىتواند بود كه مراد تعميم ضرب باشد يعنى بر پشت و روى و ساير اعضاى ايشان مىزدند يا بر روى هر يك كه متوجه ايشان مىشد و بر پشت هر كه بر ميگرديد از سعيد بن جبير و عبد اللَّه عباس نقلست كه چون مشركان روى بمسلمانان كردندى فرشتگان تيغ بر روى ايشان زدندى و چون پشت بهزيمت ندادندى بايشان رسيده مقاطع و سياط بر پشتهاى ايشان زدندى وَ ذُوقُوا عطف است بر يضربون باضمار قول يعنى مىگفتند بايشان كه بچشيد عَذابَ الْحَرِيقِ عذاب سوزناك را كه مقدمه عذاب دوزخ است و مرويست كه در دست هر يك مقمع آهنين بودى و بر هر مشرك كه ميزدند آتش از آن افروخته مى