تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٤ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
رسول صلّى اللَّه عليه و آله اين آيه ميخواند و انگشت بر بند انگشت كهين نهاد و فرمود كه اين مقدار نور حقتعالى بر كوه طور تجلى نمود و آن كوه را ريزه ريزه گردانيد و گفتهاند كه بزمين فرو برد و نزد بعضى آنست كه آن را چون ريك روان ساخت و انس مالك از رسول صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن كوه شش پاره شد سه بمدينه افتاد و سه بمكه چنان كه از قول صاحب تبيان مذكور شد و اكثر مفسران بر آنند كه آن را ريك روان گردانيد و در زمين فرو ميرود تا روز قيامت و هرگز قرار نگيرد و از كلبى نقل است كه اينسؤال پنجشنبه بود روز عرفه و موسى را در روز جمعه كه يوم النحر بود تورية دادند وهب بن منبه روايت كرده كه چون موسى سؤال رؤية كرد حقتعالى ابرى فرستاد بار عدى و صواعق تا گرد آن كوه بر آمد و فرشتگان آسمان را فرمود برويد و از موسى سؤال كنيد كه اين جرات چرا كردى فرشتگان روى بموسى نهادند تا آنكه چهار فرسخ از اطراف و جوانب آن كوه فرو گرفتند اول فرشتگان آسمان اول بر صورتكاوان بر موسى ظاهر شدند زبان به تسبيح و تهليل برداشته بآوازهاى بلند مانند رعد سخت و بعد از آن فرشتگان آسمان دويم نازل شدند بر صورت شيران بآوازهاى مهيب تسبيح و تهليل ميكردند موسى از اين صورتها بترسيد و اعضاى او لرزيدن گرفت و هر مويى كه در او بود از ترس و هول آن راست شد گفت بار خدايا استقاله كردم و از اين سؤال پشيمان شدم بكرم عميم خود كه مرا از اين اهوال نجات ده پيشواى فرشتگان پيش آمد و گفت اى موسى زود بجزع و فزع آمدى صبر كن تا زياده از اين بينى هر كس آن خواهد كه تو خواستى از اين صابر ترش بايد بود آن گاه فرشتگان آسمان سيم پيش آمدند بر صورت كركسان و آواز بتسبيح و تهليل بلند شد چنان كه نزديك بود كه اجزاى كوه از هيبت آن متفرق و متلاشى شود شعله آتش از دهان ايشان بيرون مىجست پس فرشتگان آسمان چهارم فرود آمدند و صورت ايشان بصورت هيچ حيوانى مشابه نبود با خلقت غريب و عجيب و برنك آتش بودند آواز تسبيح و تهليل ايشان بلندتر از آن فرشتگان آسمان سيم بود و بعد از آن فرشتگان آسمان پنجم نازل شدند بر هيئتى كه موسى نتوانست در ايشان نگاه كند و از شدت خوف نتوانست كه خوددارى كند لرزه بر اعضاى او افتاد و گريستن آغاز كرد و پيشواى آن فرشتگان گفت مكانك بر جاى خود باش تا چيزى بينى كه طاقت آن نيارى پس فرشتگان آسمان ششم فرود آمدند و حقتعالى ايشان را گفت كه متوجه بنده من شويد با صورتى مهيب و خلقتى عجيب چه او تمناى رؤيت من كرده پس ايشان با صورتى مهيب متوجه موسى على نبينا و عليه السلام شدند در دست هر يكى درختى از آتش و هر درختى مانند درخت خرما و لباس ايشان آتش بود همه با آواز عظيم و صورت مهيب تسبيح ميكردند و تسبيح ايشان اين بود كه (سبوح قدوس رب الغرة ابدا لا يموت) موسى در اينهنگام بيطاقت شده گفت بار خدايا پسر