تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٥ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
عمران را درياب كه مشرف بر موت شده خداوند اگر از اينجا بروم نميرم و اگر باشم هلاك شوم پيشواى ملائكه آسمان ششم پيش آمد و گفت اى موسى بى صبرى مكن كه از اين عجيبتر خواهى ديد پس حقتعالى فرشتگان آسمان هفتم را امر فرمود كه حجاب برداريد و اندكى از نور عرش من بوى نمائيد ايشان حجاب برداشتند و آن قدر كه اراده حق تعالى بود نور عرش را بموسى نمودند چون نور بر كوه تافت پاره پاره و ريزه ريزه گشت و از عظمت آن هر سنگ و درختى كه پيرامن آن كوه بود گرد و غبار شد موسى بيفتاد و بيهوش شد چنان كه گوييا روح از تن او مفارقت كرد فرشتگان آواز بتسبيح و تهليل بلندتر كردند حقتعالى آن سنگ را كه موسى بر آن بود برداشت و بلند گردانيد تا موسى از صواعق سوخته نشود پس آتشى عظيم فرود آمد و اين هفتاد كس را كه اين سؤال از موسى كرده بودند بسوخت و لطف و كرم الهى شامل حال موسى شده بهوش باز آمد و براى ترك اين ندب انابت كرد و گفت (فما اعظمك و اعظم ملائكتك) چه بزرگوارى و چه بزرگوارانند فرشتگان تو انت رب الارباب و مالك الملوك لا بعد لك و لا يقوم لك شيء رب تبت اليك و الحمد لك لا شريك لك رب العالمين و اين خبر را امام الحديث ابو اسحاق احمد بن محمد بن الثعلبى در كتاب العرائس فى المجالس و يواقيت التيجان فى قصص القرآن آورده با آنكه مثبت روية است و از جمله عجايب و غرايب است كه موسى از سر امتحان نه از وجه اعتقاد و از زبان قوم خود سؤال رؤية كرد جواب لن ترانى شنيد و همه ملائكه او را عتاب كردند و بجهت مشاهده امور عجيبه كه مذكور شد بيهوش شد و قوم او كه استدعاى اين كردند از موسى بصاعقه هلاك شدند و كوه با عظمت بنور تجلى چون ريك روان شد پس چگونه تجويز رؤية حقيقى توان كرد هم چنان كه مذهب اهل خلافست و نيز در كتاب مذكور از واقدى نقل كرده كه چون موسى بيهوش شد و بيفتاد فرشتگان آسمان ميگفتند
(ما لابن عمران و سؤال الروية)
و هم در اين كتاب آورده كه چون موسى بيهوش شد و بيفتاد فرشتگان ميآمدند و لگدى بر وى ميزدند و ميگفتند يا بن النساء الحيض اطمعت فى رؤية رب العزة اين اخبار اگر چه ضعيف و سخيف است اما چون كه در كتاب ايشان مذكور است پس بر ايشان حجت باشد و اينكه موسى ارنى گفت و ارهم نگفت بجهت آن بود كه او سفير بود و مقرر است كه يكى از قبل غيرى يا پادشاهى سخنى گويد و شفاعت طلبد منت بر خود مىنهد و اسناد آن بخود ميكند حاصل كه موسى بجهت مبالغه قوم و الحاح ايشان سؤال رؤية كرد و نيز موسى ميدانست كه جوابى كه از قبل خود گويد جز ماده شبهه قوم نباشد و قطع شبهه در جوابى باشد كه از قبل رب العزة باشد و مؤيد اينست كه در اخبار صحيحه آمده است كه قوم موسى گفتند كه اى موسى از خدا بپرس كه او خواب كند فرمود كه محال مگوييد كه خواب بر او روا نباشد گفتند