مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٧٥ - جواب
ساختمش پنجاه هزار هزار سال، پس آفريدم در آن خلقى مانند گاو كه مىخوردند رزق مرا و مىپرستيدند غير مرا پنجاه هزار سال، پس ميراندم ايشان را در يك ساعت، و خراب ساختم دنيا را [پنجاه] هزار سال، پس معمورش ساختم پنجاه هزار سال، بعد از آن خلق كردم در آن دريايى، و ماند آن دريا پنجاه هزار سال، پس خلق كردم يك حيوانى و او را مسلط كردم [١] كه آشاميد [آب] آن دريا را در يك نفس، بعد از آن آفريدم چيزى كوچكتر از زنبور و بزرگتر از پشه و مسلط ساختم او را بر آن حيوان تا او را كشت، بعد از آن خراب ساختم [٢] پنجاه هزار سال، باز معمور ساختم آن را پنجاه هزار سال، پس تمام دنيا را نيزار كردم، و آفريدم لاكپشتى چند و مسلط ساختم آنها را بر نىها؛ تا آنها را خوردند، بعد از آن هلاكشان كردم در يك ساعت، باز خراب داشتم دنيا را پنجاه هزار سال، بعد از آن معمور ساختم پنجاه هزار سال، بعد از آن آفريدم در آن سى كس و گردانيدم عمر هر يك را سى هزار سال، و ما بين موجود شدن و مردن هر دو نفر از ايشان را هزار سال، تا آنكه تمام ايشان را فانى ساختم به قضا و قدر خودم، پس آفريدم در دنيا پنجاه هزار [هزار] شهر از نقرۀ سفيد، و آفريدم در هر شهرى صد هزار هزار قصر از طلاى سرخ، و آن شهرها را تا عنان هوا پر كردم از اسفند، و آن اسفند لذيذتر از شكر و شيرينتر از عسل و سفيدتر از برف بود، پس آفريدم مرغ كورى و خوراك او را در هر سالى يك دانه از آن اسفندها قرار دادم، تا تمام آنها را خورد، و بعد از آن خراب گذاشتم دنيا را تا پنجاه هزار سال، بعد از آن معمور ساختم پنجاه هزار سال پس آفريدم آدم را در روز جمعه در وقت ظهر و نيافريدم از خاك غير او را، و به
[١] الف: مسلط كردم بر دريا.
[٢] حجرى: كردم.