مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٤٧ - جواب
در آورد [١] و همچنان بر فساد و نهب و قتل مشغول بودند تا سنۀ [سيصد و] هفده.
و در آن سال حجّاج به سلامت به حج رسيدند با منصور ديلمى، كه ناگاه ابو طاهر روز ترويه به مكّه رسيد و اموال حجّاج را غارت كرد و همه را به قتل رسانيد، حتى آنكه در ميان مسجد الحرام و اندرون كعبه خون جارى ساخت، و حجر را كند به هجر فرستاد، پس امير مكّه- ابن محلب- با جماعت اشراف بيرون رفته با او جنگ نمودند و او تمام را نيز به قتل رسانيد و در كعبه را كند و شخصى را نيز به بام فرستاد كه ناودان را بكند و آن شخص افتاد مرد، و بسيارى از كشتگان را به چاه زمزم ريخت و تتمه را در مسجد بدون غسل و كفن و نماز در زير خاك كرد و پيراهن كعبه را گرفته بر اصحاب خود قسمت نمود [٢] و خانههاى مكّه را غارت نمود و برگشت [٣].
پس امير بجكم ترك- كه امير بغداد و عراق بود- از براى قرامطه پنجاه هزار دينار متقبل شد كه حجر را ردّ نمايند، و قبول نكردند [٤]، و در سنۀ [سيصد و] دو، ابو طاهر كشته شد [٥] و قريب به بيست و دو سال حجر نزد قرامطه ماند و در آن مدت حجّاج از براى طواف اعتبار جاى حجر مىكردند، پس آن را به صحابت ابن سنبر قرمطى كه از خواص ابو سعيد بود به مكّه فرستادند [٦].
و ابن اثير در «كامل التواريخ» ذكر نموده كه: حجر را به استدعاى مهدى ابن عبد اللّه- صاحب افريقيه- ارسال نمودند [٧]، و اوّلا آن را به كوفه بردند و در
[١] كامل ابن اثير: ٨/ ١٤٣ و ١٤٤.
[٢] الف: كرد.
[٣] كامل ابن اثير: ٨/ ٢٠٧ و ٢٠٨.
[٤] البداية و النهاية: ١١/ ٢٥٢.
[٥] كامل ابن اثير: ٨/ ٤١٥.
[٦] تاريخ الاسلام ذهبى: ٢٥/ ٤٣- ٤٤.
[٧] كامل ابن اثير: ٨/ ٢٠٨.