مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٥٧٢ - روايات فارسى
اگر عرق كند جنب در رخت و جنابتش از حرام باشد پس ١/ ٣٨٣
اگر گوشت خورد سگ است و اگر علف خورد گوسفند است ١/ ١٠١
اگر نذر كردهاى بزن و اگر نه مزن ٢/ ٤٨٢
اگر نه اين بود كه مردم دور من جمع مىشدند ٢/ ٤٧٥
الهى! صداى من به كجا خواهد رسيد كه تمام خلق را اعلام نمايم ٢/ ١٢٧
ام كلثوم دختر على با پسرش زيد بن عمر بن الخطّاب مردند ١/ ٢٦٢
اوّلا كعبه را ابراهيم ساخت و چون منهدم شد ٢/ ١٢٧
اى پسر عمّ بدان كه در اين سفر البته كشته خواهى شد ١/ ٤٩٩
اى پسر عمّ، مرا تكليف [به] بيعت مكن ١/ ٤٩٨
اى جابر آيا اكتفا مىكند كسى كه شيعهگرى را بر خود مىبندد ٢/ ١٨٥
اي حميراء!- اين لقب عايشه است- مىخواهى تماشا كنى ٢/ ٤٨١
اى زراره، خانهاى كه حجّ شده است پيش از آدم به دو هزار سال ٢/ ١٢٤
اى شخص بدرستى كه تو املاء مىكنى بر ملكين حافظين ١/ ٦٠٣
اى عايشه، اگر نه اين بود كه قوم تو قريب العهدند به ٢/ ١٣٩
اى عايشه! بيا و تماشا كن، من رفتم و چانۀ خود ٢/ ٤٨٢
اي عمر! تو به هيچ راهى نرفتهاى مگر آنكه شيطان ٢/ ٤٨١
اين است قولى كه حق تعالى راضى شده است ١/ ١١
اين پسر من امام است و پسر امام است و برادر امام است ٢/ ٢٥٩
اين معجزۀ من است و هر كه در پيغمبرى من شك دارد يك سوره ٢/ ٢٥٦
أيّها الناس! نسب مرا بگوييد و اگر نه من نسب خود را مىگويم ١/ ٤٧٤
باكى نيست به خوردن از براى ١/ ٣٩٧
با هم بسازيد و صلح كنيد كه اين امر جزئى است ٢/ ٤٦٢
بايد اين كلامها از پيش خودش باشد يعنى به تعليم ديگرى نباشد ٢/ ٦