مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٥٢٦ - ٤ حاشيۀ صفحۀ (١٠٣) متن كتاب
لا بد او را علّتى بايد، و علّت اگر قديم باشد قدم حادث لازم آيد، و اگر حادث باشد او را نيز علتى بايد، و هكذا تا دور يا تسلسل لازم آيد.
و الجواب: على مذهب متكلم به منع لزوم قدم حادث، و بر مذهب حكيم به جواز تسلسل در علل موجبه.
أيضا: هر چيزى مستلزم نقيض خود است زيرا كه اين صادق است كه كلّما تحقق الخاص لزم تحقق العام و كلّما تحقق العام لم يلزم تحقق الخاص، و النتيجه كلّما تحقق الخاص لم يلزم تحقق الخاص.
و الجواب به منع كلّية الكبرى.
أيضا: وجود واجب است لذاته و الّا يا ممتنع باشد پس متّصف شود به عدم، يا ممكن باشد پس قابل عدم باشد، و ممتنع است اتصاف شىء به نقيض و قبول نقيض.
و الجواب: لا نسلم كه اتصاف شيء به عدم خود محال است، بلكه محال حمل نقيض است بر او.
أيضا: وجود ممكن محال است زيرا كه حال لحوق وجود اگر موجود باشد تحصيل حاصل، و الّا اجتماع نقيضين لازم آيد.
و الجواب: لحوق وجود در آخر زمان عدم و اول زمان وجود است، و در آن دم متّصف به وجود است، و تحصيل حاصل وقتى لازم آيد كه او بغير اين وجود موجود باشد.
أيضا: هر معدومى كه ممكن است بايد در اين زمان موجود باشد زيرا كه: وجود معدوم ممكن در اين زمان ممتنع نيست و هر چه وجود او در اين زمان ممتنع نباشد بايد كه موجود باشد زيرا كه: اين قضيه صادق است كه هر چه موجود نيست در اين زمان ممتنع است پس عكس نقض آن نيز صادق باشد.
و الجواب: اگر مراد بامتناع امتناع ذاتى است صدق اين قضيه كه هر چه موجود نيست در اين زمان وجود او در اين زمان ممتنع است ممنوع، و اگر مراد امتناع بالغير است صغراى قياس ممنوع است.
أيضا: هر چه ممتنع است بايد كه موجود باشد در خارج زيرا كه: هر ممتنعى موجود