مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٣٧٧ - سؤال غفج ١٠٨٣
سؤال غعط [١٠٧٩]:
اگر كسى ملكى هبه كند به شخصى و آن ملك در ولايت ديگر باشد، آيا بدون قبض متّهب، يا وكيل او محض گذشتن مدّتى كه توان به آن ولايت رسيد كافى است يا نه؟
جواب:
تا به قبض او يا وكيل او نرسد فايده ندارد، و قياس بر صوم بدل هدى باطل است.
سؤال غف [١٠٨٠]:
طعام شصت مسكين را به تفريق مىتوان داد، يا نه؟
و يك مسكين را از يك كفّاره زياده بر يك حصّه مىتوان داد؟
جواب:
تفريق جايز است و اضافه باطل مگر آنكه كمال عدد به هم نرسد.
سؤال غفا [١٠٨١]:
مقدار كفّاره چيست؟
جواب:
به هر مسكينى يك چاريك تبريز- و احوط نيم من است- با نان خورش از هر چه باشد حسب المقدور، و اگر اطعام كند آن قدر بخوراند كه سير شود، و در اطعام دو صغير را يك كبير حساب كند، و در اعطاء مساوى حساب نمايد.
سؤال غفب [١٠٨٢]:
كفّارۀ واجبى را به سيّد مىتوان داد؟
جواب:
محلّ خلاف و اشكال است [١]، و أظهر جواز و احوط ترك است، مگر آنكه صاحب كفّاره سيّد باشد كه كفّارۀ سيّد براى سيّد و غير سيّد هر دو جايز است بلا خلاف، و همچنين زكات سيّد و فطرۀ او و در فطره عبرت به دهنده است نه آن كس كه فطرۀ او را مىدهند مثلا: هرگاه زوج عامى فطرۀ زوجۀ سيّدهاش را بدهد آن فطرۀ غير سيّد است به خلاف كفّاره و زكات.
سؤال غفج [١٠٨٣]:
زنانى كه مظنون است كه عدّه نمىدارند متعه كردن ايشان چه صورت دارد؟
[١] ذخيرة المعاد: ٤٦١، براى توضيح بيشتر مراجعه شود به جواهر الكلام: ١٥/ ٤١١- ٤١٣.