مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٣٥١ - جواب
در صفت خوبشان هرگاه باعث رسوخشان در صفات ذميمه نشود بد نيست و اگر وسيلۀ ترك آنها بشود خوب است، و گاه هست كه واجب شود و إلّا بايد كه نكرد.
روى الصدوق في «أماليه» في المجلس الرابع و الخمسين بسنده عن اسماعيل بن موسى بن جعفر (عليه السلام) عن أبيه أنّه قال للشيعة: «لا تذلّوا رقابكم بترك طاعة سلطانكم فإن كان عادلا فاسألوا اللّه إبقاءه، و إن كان جائرا فاسألوا اللّه إصلاحه، فإنّ صلاحكم في صلاح سلطانكم، و إنّ السلطان العادل بمنزلة الوالد الرّحيم، فأحبّوا له ما تحبّون لأنفسكم و اكرهوا له ما تكرهون لأنفسكم» [١].
سؤال غيج [١٠١٣]:
هرگاه كسى وعدۀ افطار كند نزد كسى مىتواند جاى ديگر افطار كند؟ و هرگاه چيزى به او دهند كه به او افطار كند مىتواند كه به ديگرى دهد؟
جواب:
وجوب وفا به وعده معلوم نيست مگر آنكه به خصوص او ضيافت نموده و جمعى را به طفيل او وعده گرفته باشد. و به هر تقدير چون در جاى ديگر افطار كند چيز اوّل را نخورد مگر بعد از اعلام و اذن جديد احتياطا.
و دادن مجموع آنچه به او دادهاند به ديگرى بدون اذن كمال اشكال دارد، بلكه اقوى حرمت است.
سؤال غيد [١٠١٤]:
ميّت را قبل از دفن به عتبات عاليات نقل مىتوان كرد و براى ميّت نفعى دارد يا نه؟
جواب:
نقل از بلد موت به بلد ديگر جائز است اجماعا، و كسى در آن خلاف نكرده [٢] است، لكن نقل از بلد موت به غير عتبات كراهت دارد و محقّق در «معتبر» نقل اجماع بر آن نموده و به قول حضرت پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): «عجّلوهم
[١] امالى شيخ صدوق: ٢٧٧ حديث ٢١، توضيح: اين روايت از نظر سند ضعيف است.
[٢] ه: ننموده.