مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٣١١ - سؤال ظل ٩٣٠
شود مىتوان نوشت.
سؤال ظكز [٩٢٧]:
هرگاه شخصى قبالۀ بيع، يا وقف، يا غير اينها بياورد، و بر مضمون آن- كما هو حقه- مطلع نشويم هر چند به ما مىگويند، آيا جايز است كه بنويسيم كه فلان اقرار كرد به هر چه در اين كاغذ است، يا آنكه واجب است تحقيق جميع جزئيّاتى كه تعلق به آن شهادت دارد؟
جواب:
احوط آن است كه شهادت ندهد مگر بعد از اطلاع بر جميع جزئيّات، و اگر او مجمل گويد كه من معترفم به آنچه در اين كاغذ است، به همين نحو گواه نتواند شد كه او اقرار به جميع اين كاغذ مجمل كرد، خصوصا هرگاه آن شخص يا شاهد نتوانند كه آن كاغذ را خوانند.
سؤال ظكح [٩٢٨]:
خوابيدن دو مرد، يا دو زن بىضرورت در يك لحاف جايز است يا نه؟
جواب:
نه، خصوصا هرگاه برهنه باشند و در حال ضرورت؛ لحاف و مانند آن را در ميان خود حايل سازند.
سؤال ظكط [٩٢٩]:
شخصى به قدم عالم قائل است، لكن مىگويد:
قديم بالزمان مىدانم، نه بالذات، چه حكم دارد.
جواب:
قدم ذاتى را هيچ كافرى قائل نيست و نزاع در ميان كفّار و مسلمين در قدم زمانى است. و جميع مسلمين بلكه جميع مليّين به حدوث زمانى قائلند.
و از حضرت رسول (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) روايت مىكنند كه فرمود: «كان اللّه و لم يكن معه شيء» [١] يعنى: خدا بود و هيچ چيز با او نبود و هر موجودى چيزى است.
سؤال ظل [٩٣٠]:
هرگاه شخصى انكار اين حديث كند كه «آسمانها هر يك رنگ مخصوص دارند» [٢] و گويد: عقلمان اين را قبول نمىكند و هر چه از
[١] كنز العمال: ١٠/ ٣٧٠ حديث ٢٩٨٥٠.
[٢] بحار الانوار: ٥٥/ ٨٨ حديث ١، ١٠٤، حديث ٣١.