مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٥٠ - جواب
او گفتند كه: اين خوف از چيست؟ و ما اميدواريم كه خدا [١] تو را شفا دهد، گفت: اين سالى است كه به من وعده شده است، پس در همان آزار وفات يافت [٢]
و گويند كه: چون حجر را از مكّه بردند در زير آن چهل شتر مردند [٣]، و بعضى سيصد، و بعضى پانصد نيز گفتهاند [٤]، و چون برگردانيدند بر يك شتر لاغرى بود كه در زير آن فربه شد ٥ و در كرامات «حجر» نوشتهاند كه در آب فرو نمىرود و به آتش گرم نمىشود ٦، و بعضى آن را از پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) روايت كردهاند ٧.
و از حضرت رسالت پناه مروى است كه: «نازل شد حجر الاسود از بهشت درحالىكه سفيدتر بود از برف، پس سياه گردانيد آن را گناهان بنى آدم» ٨.
و در خبر ديگر مذكور است كه حجر درّ سفيدى بود كه جبرئيل (عليه السلام) از بهشت آورد از براى ابراهيم (عليه السلام) ٩.
و از حضرت صادق (عليه السلام) مروى است كه: «حجر اوّل ملكى است كه در روز اخذ ميثاق به ربوبيت خدا و نبوّت محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) و وصايت على (عليه السلام) اقرار كرد، پس حق تعالى او را برگزيد و ميثاق را مانند لقمهاى در دهان او گذاشت، و مىآيد در روز قيامت با زبانى گويا و چشمى بينا كه شهادت دهد براى هر كس
[١] ه: حق تعالى.
[٢] الخرائج و الجرائح: ١/ ٤٧٥- ٤٧٨ حديث ١٨، بحار الانوار: ٩٦/ ٢٢٦ حديث ٢٦.
[٣] ٣ و ٥ تاريخ الاسلام ذهبى: ٢٣/ ٣٨١.
[٤] ٤ و ٧ در مظانّش نيافتيم.
[٥] ٦ تاريخ الاسلام ذهبى: ٢٣/ ٣٨٣.
[٦] ٨ بحار الانوار: ١٢/ ٩٩ حديث ٦، ٣٦/ ٣٧٦ (با اندكى اختلاف).
[٧] ٩ بحار الانوار: ٩٦/ ٢٢٥ حديث ٢٤ (با اندكى اختلاف).