دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥ - ٦/ ٤ وظايف مالك اشتر در حكومت مصر
بده و از هر كدام به تناسب فعاليتش تقدير كن».
مبادا شرف و موقعيّت كسى سبب شود كه خدمت ناچيز او را بيش از حد بزرگ بدارى و گمنامى و پايين بودن كسى موجب گردد كه خدمت بزرگ او را ناچيز شمارى. «اگر از يك فرد خوش سابقه و خدمتگزار، خطايى جزئى يا لغزشى در گفتار سر زد، اين او را در نظرت خراب و ساقط نكند، كه همانا عزّت از آن خداست، به هر كس كه بخواهد مىدهد و فرجام نيك از آنِ پرهيزگاران است.
اگر يكى از سپاهيانت و آنان كه بر دشمنت ضربه زدهاند به شهادت رسيد، مانند يك وصىّ مهربان و مورد اعتماد، در رسيدگى به خانوادهاش جانشين او باش، تا جاى خالى او را احساس نكنند. اين روش، دلهاى پيروانت را نسبت به تو متمايل مىسازد و پيروى از تو را بر دل مىگيرند و در قلمرو زمامدارى تو آماده حضور در ميدانهاى خوف و خطر مىشوند.
پيامبر خدا در مورد مشركان سنّتهايى داشت. پس از او ما نيز سنّتهايى داريم كه درباره برخورد با ستمگران و كسانى كه با ما قبله مشترك دارند و به آيين مايند، به صورت سنّتها و نمونهها جارى شده است». خداوند به گروهى كه خواستار هدايتشان بوده، فرموده است: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! مطيع خدا باشيد و از پيامبر و صاحبان امر از ميان خودتان، فرمانبردارى كنيد و اگر در چيزى نزاع داشتيد، امر داورى آن را به خدا و پيامبر برگردانيد" اگر به خدا و روز واپسين ايمان داريد. اين براى شما بهتر و نيك فرجامتر است"»، و فرموده است: «اگر آن [رازى كه فاش كردند] را به پيامبر و اولى الأمر باز گردانده بودند، كسانى كه قدرت استنباط آن را دارند، حقيقت آن را مىدانستند، و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز اندكى، همه از شيطان پيروى مىكرديد»».
برگرداندن به خدا، همان تمسّك به آيات محكم قرآن است و برگرداندن به پيامبر ٦ عمل به سنّت فراگير و بىاختلاف اوست. «ما خاندان پيامبريم، كه آيات محكم قرآن را مىفهميم و متشابه را از محكم تشخيص مىدهيم و آيه ناسخ را از منسوخ كه حكمش را خداوند نسخ كرده و تكليفش را برداشته است مىشناسيم.