دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧١ - ٧/ ٢ آنچه در زيارتش گفته مىشود
خدا و پيامبرش بودى، جان خويش را با شكيبايى و اخلاص و جهادگرانه و در دفاع از دين خدا نثار كردى، نگهبان جان پيامبر خدا شدى، در پى آنچه نزد خداست، بودى و به آنچه خدا وعده داده است، مشتاق بودى و در راهى ره سپردى كه شاهد و مشهود آن راه و آيين بودى. خداوند از سوى پيامبر ٦ و اسلام و مسلمانانْ بهترين پاداش را ارزانىات دارد!
اوّلين مسلمان از اين قوم بودى و در ايمانْ خالصترين آنان، و در يقينْ استوارترين. از همه خداترستر بودى و بيش از همه رنج كشيدى و بيش از همه حمايتگرانه دور و برِ پيامبر خدا بودى. از همه آنان در مناقبْ برتر بودى، سابقهات از همه بيشتر، درجهات از همه بالاتر و جايگاهت از همه شريفتر و از همه نزد پيامبر ٦ گرامىتر بود. آن گاه كه اصحابش ضعيف شدند، تو نيرومند شدى و آن گاه كه عقب نشستند، تو به ميدان شتافتى. آنگاه كه سست شدند، تو قيام كردى و به شيوه پيامبر خدا پايبند ماندى. حقّا كه جانشين او بودى، بىگفتگو و بدون ناتوانى و سستى، به رغم منافقان و خشم كافران و نيرنگ حسودان و كينهتوزى فاسقان!
وقتى ديگران سست شدند، تو براى امر خدا به پا خاستى و چون در سخن گفتن، ترديد و درنگ كردند، تو زبان گشودى و آنگاه كه آنان ايستادند، تو با نور الهى پيش رفتى. هر كه از تو پيروى كرد، هدايت شد. از همه كمحرفتر و از همه درستگوتر، و از همه بزرگْانديشهتر و از همه دليرتر و بايقينتر و نيكوكارتر و خداشناستر بودى. پيشواى دين بودى و نخستين بودى، آنگاه كه مردم پراكنده شدند و آخرين بودى، آنگاه كه سست گشتند.
براى مؤمنانْ پدرى مهربان بودى و آنان در كفالت تو بودند. بارى را كه ديگران از برداشتن آن ناتوان بودند، تو بر دوش كشيدى و آنچه را تباه كردند، تو نگهداشتى و آنچه را وا گذاشتند، تو به آن پرداختى. آنگاه كه آنان كنار رفتند، تو آستين همّت بالا زدى و آنگاه كه بىتاب شدند، تو والا شدى و آنگاه كه شتاب كردند، تو شكيبايى كردى. بر كافرانْ عذابى ريزان و دمان و سختگير و خشماگين بودى و براى مؤمنانْ چشم و دژ و نشانه. حجّت و دليل تو كاسته نشد و قلبت دچار شك و ترديد نگشت. بصيرتت ضعيف نشد و جان و دلت نترسيد.