دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧ - ٦/ ٤ وظايف مالك اشتر در حكومت مصر
را سپر پيمانت ساز؛ چرا كه هيچ چيز از واجبات الهى كه مردم با همه عقايد مختلف و آيينهاى متفاوت و پراكنده بر رعايت آن هماهنگاند، مثل بزرگ شمردن وفا به پيمان نيست. مشركان هم چون به پيامدهاى سوء غدّارى و پيمانشكنى آگاه بودند، به تعهّداتشان در برابر مسلمانان متعهّد بودند. پس مبادا كه تو پيمان بشكنى و عهد خويش را نقض كنى و به دشمنت نيرنگ زنى؛[١] چرا كه جز نادان بر خدا گستاخى نمىكند!
خداوند، عهد و پيمان خويش را از روى رحمت خويش، مايه امنيت مردم و حريمى كه در پناهش بيارمند و در كنارش پناه گيرند، قرار داده است. پس در پيمان، نه نيرنگ است، نه فريب و نه خيانت. پس مبادا تنگنايى كه در پى عهدى كه به نام خدا بستهاى پيش آمده، تو را به گسستن پيمان وا دارد. شكيبايى تو بر تنگنايى كه اميد گشايش و فرجام نيك از آن دارى، بهتر از نيرنگى است كه از سرانجامش بيمناك باشى و از بازخواست خدا و نپذيرفتن عذر تو و باختن دنيا و آخرتت هراسناك!
از ريختن خون ناحق بپرهيز؛ چرا كه هيچ چيز از ريختن خون ناحق، نكبتآورتر، كيفر دارتر، نعمتزداتر و عمر فرساتر نيست. خداوند هم در قيامت، نخستين حكم خويش را بين مردم، درباره خونهايى كه ريختهاند، صادر مىكند. هرگز حكومتت را با ريختن خون بيگناهان پاس مدار كه اين گونه خونريزى، حكومت را پوسيده و زايل مىكند. مبادا خود را در معرض خشم الهى قرار دهى كه خداوند به اولياى كسى كه به ناحق و مظلومانه كشته شود، حقّ قصاص و انتقام قرار داده و فرموده است: «هركس مظلومانه كشته شود، ما براى ولىّ او حقّ قصاص قرار دادهايم، پس در كشتنْ زيادهروى نكند كه او [از سوى خدا] يارى شده است».
در قتل عمد، نه پيش خداوند عذر دارى و نه نزد من؛ چرا كه اين جرم، قصاص بدنى
[١] در نهج البلاغة اين افزونى آمده است: عهد و پيمانى مبند كه سستى و آفت و بهانه به آن راه يابد و پس از تأكيد و استوار سازى، حرفهاى دو پهلو به كار مبر.