دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥ - ٦/ ٣ نامه امام به اهل مصر، پيش از اعزام مالك
گماشته بودم. گروهى بر او شورش كردند، در حالى كه او جوانى كمتجربه در جنگ بود و تجارب ديگرى هم نداشت. نزد من آى، تا ببينيم در اين مورد چه بايد كرد. يكى از ياران شايسته و مورد اعتمادت را هم به جاى خودت بگذار. والسّلام!».
مالك اشتر آمد و به خدمت على ٧ رسيد. امام ٧ جريانات مصر را به او گفت و وى را از اخبار اهالى مصر آگاه كرد و فرمود: «كسى جز تو مناسب آن جا نيست. خداى رحمتت كند! به آن جا برو، كه اگر سفارشى هم نكنم، فكر تو مرا كافى است. در آنچه رخ مىدهد، از خداوند يارى بجوى، شدّت را با نرمش درآميز، آن جا كه نرمش كارسازتر است، مدارا پيشه كن و آن جا كه جز سختگيرى مفيد نيفتد، شدّت عمل نشان بده».
٦/ ٣ نامه امام به اهل مصر، پيش از اعزام مالك
٢٧٩٩. امام على ٧ در نامهاى به اهل مصر، آن گاه كه مالك اشتر را به حكومت بر آنان گماشت: از بنده خدا على امير مؤمنان به قومى كه به خاطر خدا خشم گرفتند، وقتى كه در روى زمين خدا، معصيت خدا انجام گرفت و حق او برده شد، و ستمْ سراپرده خود را بر سر نيك و بد، و ساكن و مسافر زد، و نه كار معروفى ماند كه با روى آوردن به آن آسودگى فراهم آيد، و نه منكرى كه از آن پرهيز كنند.
امّا بعد؛ همانا بندهاى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم كه در دوران خطر نمىخوابد و در لحظات هراس و بيم از رويارويى با دشمن نمىترسد و بر فاجران تبهكار، سوزندهتر از آتش است. او همان مالك بن حارث از قبيله مَذحِج است. سخنش را بشنويد و فرمانش را آن جا كه مطابق حق است، اطاعت كنيد، كه او شمشيرى از شمشيرهاى خداست كه نه كُند مىشود و نه از بُرش مىافتد. اگر