دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٧ - پاسخ علامه طباطبايى
خدا واقف است، اعم از آنها كه تحت حس قرار دارند و آنها كه بيرون از دايره حساند، مانند موجودات آسمانى و حوادث گذشته و وقايع آينده. دليل اين مطلب، از راه نقل، روايات متواترى است كه در جوامع حديث شيعه مانند كتاب الكافى و بصائر الدرجات و كتب صدوق و كتاب بحار الأنوار و غير آنها ضبط شده است.
به موجب اين روايات كه به حدّ و حصر نمىآيند، امام ٧ از راه موهبت الهى و نه از راه اكتساب، به همه چيز واقف و از همه چيز آگاه است و هر چه را بخواهد به اذن خدا، به ادنى توجّهى مىداند ...
نكتهاى كه بايد به سوى آن عطف توجّه كرد، اين است كه اينگونه علم موهبتى به موجب ادلّه عقلى و نقلى كه آن را اثبات مىكند، قابل هيچگونه تخلّف نيست و تغيّر نمىپذيرد و سر مويى به خطا نمىرود و به اصطلاح، علم است به آنچه در لوح محفوظْ ثبت شده و آگاهى است از آنچه قضاى حتمى خداوندى به آن تعلّق گرفته است.
همچنين لازمه اين مطلب اين است كه هيچگونه تكليفى به متعلَّق اينگونه علم (از آن جهت كه متعلَّق اينگونه علم و حتمىالوقوع است) تعلّق نمىگيرد و همچنين قصد و طلبى از انسان با او ارتباط پيدا نمىكند؛ زيرا تكليف، همواره از راه امكان به فعل تعلّق مىگيرد و از راه اينكه فعل و تركش هر دو در اختيار مكلّفاند، فعل يا ترك خواسته مىشود؛ و امّا از جهت ضرورى الوقوع و متعلَّق قضاى حتمى بودن آن، محال است مورد تكليف قرار گيرد. مثلًا صحيح است خدا به بنده خود بفرمايد: فلان كارى كه فعل و ترك آن براى تو ممكن است و در اختيار توست، بكن؛ ولى محال است بفرمايد: فلان كارى را كه به موجب مشيّت تكوينى و قضاى حتمى من البته تحقق خواهد يافت و برو برگرد ندارد، بكن يا مكن؛ زيرا چنين امر و نهىاى لغو و