دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠١ - فصل دهم آخرين خطبه امام
اى آن كه در وصف خدا، خود را به رنج مىافكنى! اگر راست مىگويى، به توصيف جبرئيل و ميكائيل و فرشتگان مقرّب بپرداز كه در سراپردههاى قدس ساكناند و از توصيف خدا كه برترين آفريدگار است، سرگشته و حيراناند؛ چرا كه چيزهايى را مىتوان وصف كرد كه داراى شكلها و ابزارها باشند و چون سرآمدشان سرآيد، نابود شوند. پس معبودى جز او نيست، با فروغش هر تاريكى را روشن ساخته و با ظلمتآفرينىاش هر نور را تاريك ساخته است.
اى بندگان خدا! شما را به پرواى از خدا سفارش مىكنم؛ همو كه بر شما جامه پوشاند و وسايل زندگىتان را فراهم ساخت. اگر كسى وسيلهاى براى هميشه ماندن، يا راهى براى دور ساختن مرگ داشت، همانا سليمان بن داوود بود كه خداوند، همراه پيامبرى و جايگاهى عظيم، بر جن و انسْ او را حكومت داده بود. چون روزىِ مقدّرش را بر گرفت و مدّتش سرآمد، كمانِ نيستى با تيرهاى مرگ، او را هدف قرار داد و زمين از او تهى شد، خانهها خالى و رها ماند و به ارث به گروهى ديگر رسيد.
همانا براى شما در روزگاران گذشته عبرت است. عَمالقه و فرزندانشان كجايند؟[١] فرعونها و فرعونزادگان كجايند؟ ساكنان شهرهاى رَس كجايند؛ همانان كه پيامبران را كشتند و سنّتهاى انبيا را خاموش ساختند و شيوه گردنكشان را زنده كردند؟ كجايند آنان كه با لشكريان به هر سو مىرفتند و هزاران را هزيمت مىدادند؛ آنان كه سپاهها به راه انداختند و شهرها ساختند؟».
و در بخشى از اين خطبه فرمود:
«سپر حكمت را پوشيده و همه آداب آن همچون روى آوردن به آن و شناختِ آن و خود را براى آن فارغ ساختن را برگرفته است. پس حكمتْ نزد او، گمشده اوست كه مىجويدش و نياز اوست كه مىخواهدش. او غريب است، آن گاه كه اسلام غريب است و از ناتوانى [همچون شترى آزرده،] دُم خود را مىجنباند و جلوى گردنش را بر زمين مىچسباند. بازماندهاى از بقاياى حجّت خداست و جانشينى از جانشينان پيامبران الهى».
[١] عمالقه گروهى از فرزندان عمليق از نسل حضرت نوح بودند كه در ناحيه يمن و حجاز حكومت داشتند.( م)