دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٥ - ٥/ ٤ وصيتهاى امام
٢٩٦٦. تاريخ الطبرى: على ٧ به محمّد حنفيه نگريست و فرمود: «آيا آنچه به برادرانت وصيّت كردم، بهخاطر سپردى؟». گفت: آرى.
فرمود: «تو را هم بههمان سفارش مىكنم. سفارش مىكنم كه برادرانت را احترام كنى، چرا كه حقّ آن دو بر تو بسى بزرگ است. از فرمان آن دو پيروى كن و بدون آنان در كارى تصميم نگير».
سپس فرمود: «شما دو را نسبت به او سفارش مىكنم. او برادر شما و پسر پدر شماست و مىدانستيد كه پدرتان دوستش داشت».
به حسن ٧ فرمود: «پسرم! من تو را به تقواى الهى سفارش مىكنم و به برپا داشتن نماز در وقتش، پرداخت زكات به جايش و نيكو وضو گرفتن؛ چرا كه جز با وضو نمازى نيست و هر كس زكات ندهد، نمازش پذيرفته نيست. تو را سفارش مىكنم به بخشودن گناه، فرو خوردن خشم، صله رحِم، بردبارى در برابر نادانى، ژرفنگرى در دين، استوارى در كار، پرداختن به قرآن، خوب رفتار كردن با همسايه، امر به معروف، نهى از منكر و دورى از زشتىها».
٢٩٦٧. امام باقر ٧: چون هنگام جان دادن امير مؤمنان فرا رسيد، فرزندانش را گِرد خود خواند: حسن ٧، حسين ٧، محمّد حنفيّه و فرزندان كوچك را، و به آنان وصيّت كرد. در پايان وصيّت او چنين بود: «فرزندانم! با مردمْ آن گونه معاشرت كنيد كه اگر از ميانشان رفتيد، نسبت به شما عاطفه داشته باشند و اگر از دنيا رفتيد، بر شما بگِريند. فرزندانم! دلها سپاهيانى آراستهاند كه با مودّت و علاقه به هم مىنگرند و با هم نجوا مىكنند. در دشمنى نيز چنين است. پس هرگاه كسى را بىآن كه سابقه نيكى از او داشته باشيد، دوستش داشتيد، به او اميدوار باشيد و هرگاه از كسى بىآن كه سابقه بدى به شما داشته باشد، بدتان آمد، از او برحذر باشيد».