دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٦ - تحقيقى درباره توطئه گران ترور امام
به نام قطام و با همكارى وردان بن مجالد و شبيب بن بجره، نيّت پليد خود را عملى ساخت و امام على ٧ را به قتل رساند.
آنچه ذكر شد، مىتوان گفت تقريبا مورد اتّفاق همه مورّخان اسلامى است؛ اما آيا بهراستى داستانْ چنين بوده است و يا حقيقت، چيزى ديگر است؟ آيا همانطور كه در متون تاريخى آمده است، خوارجْ طراح اصلى ترور امام ٧ بودهاند و معاويه هيچ نقشى در آن نداشته است؟ آيا داستانسرايىهايى كه در ارتباط با نقش قطام در ترور امام شده است، صحت دارد؟ و يا آن كه طراح اصلى ترور امام ٧ معاويه بوده و همه آنچه در تاريخ درباره عاملان ترور امام ٧ آمده، ساختگى است و براى تبرئه كردن معاويه از قتل آن حضرت، جعل شده است؟
برخى از تاريخنويسان معاصر، طرفدار فرضيه اخير هستند و اصولًا دخالت خوارج را در قتل امام ٧ انكار مىكنند. دكتر سيّد جعفر شهيدى، ضمن اشاره به اين نظريه مىنويسد:
من نمىخواهم همانند تاريخنويس معاصر اباضى، شيخ سليمان يوسف بن داوود بگويم خوارج، ياران على ٧ بودند و در كشتن او شركت نداشتند و قبيله بنى مراد كه ابن ملجم از آنان بود در شمار خوارج نيست و داستان پسر ملجم و آن دو تن ديگر، برساخته قصهپردازان معاويه است تا حقيقت را بر مردم نهان سازند. بر چند جاى كتاب او، هم در حضور وى در الجزيره خُرده گرفتم و هم در نامه به وى نوشتم؛ امّا اگر كسى بگويد توطئه شهادت على ٧ چنانكه بر زبانها افتاده است نيست، گفتهاش را چندان دور از حقيقت نمىدانم.[١]
و نيز پس از نقد برخى از متونى كه در شرح نقش قُطام در توطئه ترور آن حضرت است، مىنويسد:
[١] على از زبان على: ص ١٦٠.