دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٧ - ٦/ ٣ در سوگ امام
مناقب تو از همه برتر، سابقهات از همه ارجمندتر و درجهات از همه بالاتر بود و به پيامبر خدا از همه نزديكتر و در رفتار و اخلاق و شيوه و عمل، از همه به پيامبر ٦ شبيهتر بودى. منزلت تو والاتر و نزد آن حضرت از همه گرامىتر بود.
خدايت از اسلام و پيامبر ٦ و مسلمانانْ پاداش نيكو دهد. آن گاه كه اصحابش ضعيف شدند، تو نيرومند شدى، آنگاه كه عقب نشستند تو به ميدان شتافتى و آنگاه كه سست شدند، تو قيام كردى. آنگاه كه اصحاب او در انديشههاى ديگر بودند، تو به شيوه رسول خدا پايبند ماندى، با آن كه بهحقْ جانشين او بودى. به رغم منافقان و خشم آوردن كافران و ناخشنودى حسودان و خوارى و خفّت فاسقان درگير نشدى و زارى نكردى.
وقتىديگران سست شدند، تو براى امر خدا بهپا خاستى و چون در سخن گفتن، ترديد و درنگ كردند، تو زبان گشودى. آنگاه كه آنان ايستادند، تو با نور الهى پيش رفتى. آنان از تو پيروى كردند و هدايت شدند. صدايت از همه پايينتر و عبادتت از همه والاتر بود. از همه كمحرفتر و از همه درستگوتر، از همه بزرگ انديشهتر و از همه دليرتر و با يقينتر و نيكوكارتر و به كارها آشناتر بودى.
به خدا سوگند كه در اوّل و آخر، سرور و سالار دين بودى: اوّل، آنگاه كه مردم پراكنده شدند و آخر، آنگاه كه سست گشتند. براى مؤمنانْ پدرى مهربان بودى و آنان در كفالت تو بودند. بارى را كه ديگران از برداشتن آن ناتوان بودند، تو بر دوش كشيدى و آنچه را تباه كردند، تو نگه داشتى و آنچه را وا گذاشتند، تو به آن پرداختى. وقتى فراهم گشتند، تو آستين بالا زدى و آن گاه كه بىتاب شدند، تو والا شدى. آنگاه كه شتاب كردند، تو شكيبايى كردى و آنچه را طلب مىكردند، تو به چند برابرش رسيدى و آنان در سايه تو به آنچه نمىپنداشتند، رسيدند.
بر كافرانْ عذابى ريزان و دمان بودى و براى مؤمنانْ تكيهگاه و دژى استوار. بهخدا سوگند، تو با نعمتهاى ولايت و خلافت سرشته شدى و از اين عطيّه كامياب گشتى و سوابق آن را بهدست آوردى و فضيلتهاى آن را بردى. حجّت و دليل تو كاسته نشد، قلبت به كژى دچار نگشت، بصيرتت ضعيف نشد، نترسيدى و فرو نيفتادى. همچون كوه بودى كه تندبادها آن را از جاى نمىجنبانند. آن گونه بودى كه [پيامبر خدا] فرمود:" مردم در همنشينى و قدرت و توان تو ايمان آوردند"، و آن گونه بودى كه [پيامبر ٦] فرمود:" در بدن خود ضعيف،[١] امّا در كار خدا پرتوان! در پيش خود فروتن و نزد خداوند، بزرگوار! در زمينْ بزرگ بودى و نزد مؤمنان، والا قدر!".
هيچ گويندهاى را جاى عيبجويى در تو نبود و احدى را درباره تو طمعى براى ناحق نبود و براى هيچكس نزد تو ملاحظهكارى و سازش نبود. ناتوانِ زبون و خوار، نزد تو نيرومند و عزيز بود تا آن كه حقّش را بستانى، و نيرومند عزيز در نزد تو خوار و ناتوان بود، تا حق
[١] شايد مراد آن باشد كه به جسم خود و ماديّات، چندان اهميّت نمىدادى.