دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٣ - ٧/ ٢ آنچه در زيارتش گفته مىشود
غسل كن و آن گاه كه قصد [زيارت و غسل] مىكنى، بگو:
خدايا! تلاش مرا مورد سپاس و گناهم را بخشوده و عملم را پذيرفته قرار بده و مرا از لغزشها و گناهان بشوى، دلم را از هر آفت، پاك كن، عمل مرا پاكيزه گردان، تلاشم را بپذير و آنچه را نزد توست، خيرى براى من قرار بده. خداوندا! مرا از توبه كنندگان قرار بده و مرا از پاكىجويان قرار بده، و حمدْ مخصوص پروردگار جهانيان است.
سپس با آرامش و وقار، راه برو تا آن كه به درِ حرم برسى. پس بر درگاه بِايست و بگو:
خداوندا! من تو را مىخواهم، تو هم مرا بخواه. با روى دل به سوى تو آمدهام، پس روى عنايتترا از من بر مگردان. من آهنگ تو را كردهام، پس از من بپذير. اگر از من ناخشنودى، از من راضى باش. اگر بر من خشمگينى، مرا ببخشاى و آمدنم را به سوى تو، به رحمت خويش مورد ترحّم قرار بده. من از اين كار، جوياى رضاى توام. پس اميدم را قطع مكن و محرومم مساز، اى مهربانترينِ مهربانان!
خدايا! تو سلامى و سلام از توست و به تو بازمىگردد و تو سرچشمه سلامى. پس ما را از سوى خودت با سلام، مورد تحيّت قرار بده. حمد و سپاسْ خدايى را كه همسر و فرزندى برنگزيده است. حمدْ خدايى را كه هر چيز را آفريده و آن را اندازهاى معيّن نهاده است.
سلام بر تو اى ابو الحسن! گواهى مىدهم كه تو آنچه را از سوى پيامبر خدا مأمور بودى، رساندى، به عهد الهى وفا كردى، كلمات خدا با تو كمال يافت، و تا لحظه برآمدن جان و رسيدن يقين در راه خدا جهاد كردى. خدا لعنت كند كُشنده تو را و لعنت كند آن را كه شنيد و راضى شد!
پدر و مادرم فدايت! من دوستدار دوست تو و دشمنِ دشمن توام. به درگاه خدا بيزارى مىجويم از هركس كه تو از او بيزارى جُستى و او از شما بيزارى جُست.
آن گاه مىگويى:
سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد، اى ابو الحسن! گواهى مىدهم كه صدايم را مىشنوى. به ديدارت آمدهام، در حالى كه پايبند آيين و بيعت خويشم. پس در خانهات مرا اجازه بده. گواهى مىدهم كه روح مقدّس تو پوشيده با قداست و آرامش است و قداست و آرامش براى آن، خانهاى شده است كه از زبان تو سخن مىگويد.
سپس وارد شو و بگو:
سلام بر فرشتگان مقرّب پروردگار! سلام بر فرشتگان صف بسته خداوند! سلام