دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥ - ٦/ ٤ وظايف مالك اشتر در حكومت مصر
آنان موردنياز است، بشناس و برايشان رتبهها و درجاتى قرار بده». آن را كه از همه بهتر است، به سرپرستى كارهايت بگمار و كارِ دبيرخانه و نامههايى را كه نقشهها و اسرارت را در آن دارى، به كسى مخصوص گردان كه در انواع ادبِ شايسته، جامعتر باشد، «از ميان كسانى كه صاحب فكر و خيرخواهى و تيزهوشى وشايسته گفتگو در كارهاى مهمّاند؛ از آنان كه راز نگهدارترند»، از ميان كسانى كه احترام، سرمستشان نمىكند «و مقام و موقعيّتْ تباهشان نمىسازد»، به حدّى كه در خلوت، گستاخ شوند، يا در ملأ عام، بخواهند اظهار دليرى كنند؛ از آنان كه در رساندن نامههاى اطراف به تو و فرستادن درستِ جوابهاى تو به آنان و در آنچه از تو مىگيرند يا مىدهند، غفلت و كوتاهى نكنند؛ كسى باشد كه قراردادى را كه برايت مىبندد، سست نبندد و از فسخ قراردادهاى زيانبار براى تو، ناتوان نباشد و به جايگاه خود در كارها ناآگاه نباشد، چرا كه هركس جايگاه خود را نشناسد، نسبت به مرتبه و جايگاه ديگرى نادانتر خواهد بود.
«جز اين مورد، در كارهاى كوچكتر مثلنامههاى عادى و دفترهاى مخارج و ديوانهاى سپاهيان، اينها را به كسانى بسپار كه در گزينش آنان تلاش و جدّيت كردهاى؛ چرا كه اينان سررشتهدار كارهاى تواند. اين شيوه، هم براى تو سود آورتر و هم سودش به مردم فراگيرتر است».
در انتخاب اين طبقه، به زيركى و فراست و خوشبينى خودت به آنان اكتفا نكن. چرا كه دولتمردان با تصنّع و خوشخدمتى نظر واليان را جلب مىكنند، در حالى كه پشت آن دلسوزى وامانت نيست؛ بلكه آنان را با سوابقى كه در دولت صالحان پيشين داشتهاند، بيازماى. به كسانى روى آور كه در ميان مردم به آثار خوب و شرافت و امانت شناخته شدهترند. اين شيوه، نشانه آن است كه براى خدا و كسى كه كارهاى او را سرپرستى مىكنى (مردم) دلسوزترى». سپس به آنان دستور بده كه با مردم، خوشرفتار و نيكگفتار باشند».
براى هر يك از كارهايت، از جمع آنان بر آنان سرپرستى قرار بده كه در برابر كارهاى سنگين و بزرگ به زانو درنيايد و كارهاى زياد، پريشانش نسازد. «به حالات