دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨١ - ٧/ ٢ يارىخواهى محمد بن ابى بكر
عمرو عاص، همراه اين نامه، نامه معاويه [به محمّد بن ابى بكر] را هم برايش فرستاد كه در آن آمده بود:
امّا بعد؛ سرانجام تجاوز و ستم، وبالى بزرگ است. كسى هم كه خون محترمى را بريزد، از انتقام در دنيا و كيفر ابدى آخرت نمىرهد. ما هم كسى را نمىشناسيم كه تجاوزكارتر، عيبجوتر و سرسختتر از تو بر ضدّ عثمان بوده باشد. با انتقادگران و خونريزان او همدست و همداستان بودى. آنگاه مىپندارى من از كار تو در خوابم يا فراموش كردهام، تا آنجا كه به سرزمينى در همسايگى من مىآيى و حكومت مىكنى و آسودهاى، در حالى كه بيشتر مردم آنجا با من همفكرند، سخنم را مىپذيرند و در فرياد خواهى بر ضد تو فرمانبردار مناند؟
من كسانى را به سوى تو فرستادهام كه از تو خشمگيناند، تشنه خون تواند و با جهاد بر ضدّ تو به خدا تقرّب مىجويند و با خدا عهد بستهاند كه تو را مُثله كنند و اگر آنان جز كشتن تو هدفى نداشتند [و نمىخواستند مُثلهات كنند]، تو را هشدار و انذار نمىدادم و دوست داشتم كه تو را به خاطر ستم و قطع رَحِم و هجومى بكشند كه بر عثمان داشتى؛ آن روز كه سر نيزه تو در گردن و رگهاى گلوى او فرو مىرفت. ولى خوش نمىدارم كه يك قرشى را مُثله كنم. هرجا كه باشى، خداوند هرگز تو را از قصاص نمىرهاند. والسلام!
٧/ ٢ يارىخواهى محمّد بن ابى بكر
٢٨٢٤. تاريخ الطبرى به نقل از عبد اللّه بن حواله ازدى: محمّد بن ابى بكر هر دو نامه را پيچيد و نزد على ٧ فرستاد و همراه نامهاى نوشت:
امّا بعد؛ عمرو عاص در نزديكىهاى سرزمين مصر فرود آمده و بيشتر مردم شهر كه همفكر با آناناند، دور او گرد آمدهاند وى با لشكرى غوغاگر و ويرانگر آمده است. من در طرفداران خودم سستى مىبينم. اگر به سرزمين مصر نيازى دارى، با نيروى انسانى ومالى