دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٨ - تحقق پيشگويىهاى امام على
بدانيد كه ما به ياران مُهلّب، سه روز مهلت داديم و هركه را پس از آن بگيريم، كيفرش زدنِ گردن اوست.
و براى اينكه نشان دهد اين بيانيه بدون هيچ ترديدى اجرا خواهد شد، به فرمانده نيروى انتظامى و حاجب خود، زياد بن عروه دستور داد كه شمارى از سپاه در شهر بگردند و مردم را به جبهه اعزام كنند و هر آن كه را تأخير كرد و يا امتناع ورزيد، بكشند.
و بدينگونه، همه نيروهايى كه مهلَّب بن ابى صفره را كه از جانب او فرماندهى جنگ با ازارقه را به عهده داشت تنها گذاشته بودند، به جبهه بازگشتند و حتّى يك نفر هم تخلّف نكرد.[١]
بدينسان، عبد الملك، با اجراى سياست تهديد و تطميع در گستره جامعه آن روز، تمام مخالفان حكومت مركزى را سركوب كرد و در سال ٧٥ هجرى با خاطرى آسوده، راهى حج شد! يعقوبى مىنويسد:
ولما استقامت الأمور لعبد الملك وصلحت البلدان ولم تبق ناحيه تحتاج إلى صلاحها والإهتمام بها، خرج حاجّا سنة ٧٥.[٢]
و چون كارها به سود عبد الملك، سامان گرفت و شهرها آرامش يافت و منطقهاى نماند كه نيازمند ساماندهى و توجّه بدان باشد، در سال ٧٥ هجرى براى حج گزاردن، بيرون رفت.
اصلاح، رام كردن و ايجاد آرامش در زير برق شمشير! اين، همان اصلاحى است كه امام على ٧ آن را به بهاى فاسد شدن اصلاح كننده مىدانست و حاضر نبود بپذيرد و جامعه را بدينگونه به «صلاح» آورَد. او نمىتوانستبه سياستىتن در دهد كه
[١] الفتوح: ج ٧ ص ١٣.
[٢] تاريخ اليعقوبى: ج ٢ ص ٢٧٣.