دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧ - ٧/ ٧ شادى معاويه
مصر بگمارم. به خدا سوگند، اگر او حاكم مصر مىشد، به عمرو عاص و يارانش ميدان نمىداد و كشته نمىشد، مگر در حالى كه دستش به قبضه شمشير بود، بىآن كه از محمّد بن ابى بكر نكوهشى كنم. او زحمت كشيد و وظيفهاش را انجام داد».
به على ٧ گفتند: اى امير مؤمنان، بر محمّد بن ابى بكر خيلى بىتابى كردى!
فرمود: «چرا بىتابى نكنم؟ او پرورده دامنم و برادر فرزندانم بود. من نيز پدرش بودم و او را فرزند خويش مىشمردم».
٢٨٢٩. امام على ٧ درباره محمّد بن ابى بكر: او نزد من محبوب بود و تربيتشده دامانم بود.
٢٨٣٠. امام على ٧ درباره محمّد بن ابى بكر: او فرزندم بود و براى فرزندان من و برادرزادگانم برادر بود.
٢٨٣١. امام على ٧ وقتى از شهادت محمّد بن ابى بكر آگاه شد: همانا اندوه ما بر او به اندازه خوشحالى دشمنان بر مرگ اوست، جز اينكه از آنان يك دشمن كاسته شد و از ما يك دوست!
٧/ ٧ شادى معاويه
٢٨٣٢. الغارات به نقل از جندب بن عبد اللّه، در خبر كشته شدن محمّد بن ابى بكر: عبد الرحمن بن مسيّب فزارى كه مأمور مخفى على ٧ در شام بود، خدمت امام رسيد و خبر داد كه از شام بيرون نشد، مگر آن كه از سوى عمرو عاص، مژدههاى پى در پى آمد كه مصر فتح شده و محمّد بن ابى بكر كشته شده است. معاويه هم بر فراز منبر خبر كشته شدنش را اعلام كرده است. و به آن حضرت گفت: اى امير مؤمنان! من