دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧ - ٦/ ٦ اندوه امام
مسعود بن جرجه. چون مرگ مالك اشتر را در نامهاى به معاويه گزارش داد، معاويه در ميان ياران خود به سخنرانى پرداخت و گفت: على دو دست داشت. يكى در جنگ صِفّين قطع شد مقصودش عمّار بود و ديگرى امروز.
مالك اشتر عازم مصر بود كه از ايله گذشت. نافع، غلام عثمان همراهش شد و به او خدمت و لطف بسيار كرد، تا آن كه مالك از او خوشش آمد و به او اطمينان كرد. چون در قلزم فرود آمد، شربتى از عسل كه زهرآلود بود برايش فراهم ساخت. مالك از آن نوشيد و مُرد.
معاويه گفت: آگاه باشيد كه خداوند، سپاهيانى از عسل دارد!
٦/ ٦ اندوه امام
٢٨٠٧. شرح نهج البلاغة در ذكر مالك اشتر و برخى از فضايل او: وى تكْسوارى شجاع، سركرده و از سران و بزرگان شيعه و بسيار جدّى و استوار در دوستى و يارى امير مؤمنان بود. امام ٧ پس از شهادت مالك درباره او فرمود: «خداوند مالك را رحمت كند! براى من همان گونه بود كه من براى پيامبر خدا بودم».
٢٨٠٨. امام على ٧ وقتى خبر درگذشت مالك اشتر را شنيد: مالك، و چه بود مالك؟! به خدا سوگند، اگر كوه بود، كوهى تك بود و اگر صخره بود، سخت و محكم بود؛ به گونهاى كه سُم هيچ ستورى بر فراز آن نمىتوانست برسد و هيچ پرندهاى بر اوج آن نمىتوانست بپرد.