دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٦ - (٣) ٣ عدالت در توزيع
براى توجيه مخالفتهاى خود و پنهان داشتن راز جدايى از على ٧ به دنبال خود مىكشاندند.
چنين بود كه علاقهمندان به امام على ٧ مكرّر از او مىخواستند كه از اين سياست، روى گردانَد و رؤساى قبايل و چهرههاى پرنفوذ سياسى و شخصيتهاى پُر طَمطُراق بهرهور از امتيازات اقتصادى ويژه را براى مدّتى فراموش كند و با آنها و بهرهورىهايشان برخورد نكند؛ امّا امام ٧ آن پيشنهادها را با اصول و مبانى حكومت علوى در تضاد مىديد و از پذيرش آنها، تن مىزد. گويا امام ٧ پذيرفتن آن پيشنهادها را نوعى دست كشيدن از اهداف و آرمانهاى حكومتى اسلام مىدانست و نمىپذيرفت.
اكنون به نمونههايى از اينگونه پيشنهادها و پاسخهاى امام، بنگريم:
١. در كتاب الغارات، چنين آمده است:
على ٧، از فرار مردم به سوى معاويه، نزد مالك اشتر، شكوه كرد. اشتر گفت: اى اميرمؤمنان! ما با مردمان جَمَل، با همراهى بصريان و كوفيان جنگيديم و رأى [همگان] يكى بود و پس از آن، اختلاف كردند و دشمنى برپا داشتند، نيّتها سُست شد و عدالت، كم گرديد؛ و تو آنان را به عدالت مىخوانى و با حق، در ميانشان رفتار مىكنى و حقّ فروافتادگان را از مهتران مىستانى و آنان، نزد تو بر فروافتادگان، برترى ندارند.
گروهى از آنان كه با تو بودند، وقتى به اين امر مبتلا شدند، ناله سر دادند و از اين عدالت، اندوهناك گشتند. [امّا] هديههاى معاويه، نزد ثروتمندان و بزرگان بود و جان مردم به سوى دنيا پَر كشيد، و كسانى كه دل به دنيا نمىسپارند، اندكاند؛ و بسيارىشان، كسانىاند كه حق را دور مىافكنند و با باطل، همراهى مىكنند و دنيا را ترجيح مىدهند. اگر بر آنان بذل و بخشش كنى اى امير مؤمنان، گردنهاى مردم به سوى تو كشيده مىشود و