دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٣ - ٧/ ١٠ نامه سرگشاده امام به امت اسلام، پس از اشغال مصر
پس گروهى از ما كناره گرفتند. ما نيز تا با ما كارى نداشتند كارشان نداشتيم. تا آن كه به فساد در زمين روى آوردند، كشتند و تباه كردند. نزد آنان رفتيم و گفتيم: قاتلان برادرانمان را به ما تحويل دهيد، آنگاه قرآن داور بين ما و شما باشد.
گفتند: ما همگى آنان را كشتيم و همه ما خون آنان و شما را هدر مىدانيم. سوارهها و پيادههاى آنان بر ما تاختند و خداوند هم آنان را به خاك هلاكتِ ستمگران افكند.
پس چون كار آنان چنين شد، فرمانتان دادم كه فورى در پى دشمنانتان بشتابيد. گفتيد: شمشيرهايمان كُند شده، تيرهايمان تمام گشته و پيكانِ نيزههايمان كُند شده و بيشتر آنها خم شده است. ما را به شهرمان برگردان تا با بهترين ساز و برگ آماده شويم، و اگر برگردى به تعداد كسانى كه از ما كشته يا جدا شدند، نيروهاى ما را مىافزايى، كه اين كارْ ما را در برخورد با دشمن نيرومندتر مىسازد.
من شما را آوردم، چون نزديك كوفه رسيديد، دستور دادم در نُخيله[١] فرود آييد و در لشكرگاهتان بمانيد و دست به شمشير باشيد و خود را مهيّاى جنگ نگه داريد و زياد به ديدار فرزندان و همسرانتان نپردازيد، كه رزمندگان آناناند كه براى جنگ پايدارند، آستين بهر نبرد بالا زدهاند، از بيدار ماندن در شبها و تشنگى در روزها و از گرسنگى و خستگى نمىنالند.
برخى از شما عذرخواهانه با من فرود آمدند و برخى هم از روى نافرمانى به شهر وارد شدند. نه آنان كه ماندند، ثبات و صبر ورزيدند و نه آنانكه به شهر رفتند، دوباره نزد من بازگشتند. به لشكرگاهم نگاه كردم، جز پنجاه تن در آن نبود. چون چنين ديدم، نزد شما به كوفه وارد شدم و تا امروز نتوانستهام شما را با خودم از آن بيرون ببرم!
[١] محلّى نزديك كوفه به سمت شام، جايى كه امام ٧ به سوى آن بيرون رفت( معجم البلدان: ج ٥ ص ٢٧٨).