دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١ - ٧/ ١٠ نامه سرگشاده امام به امت اسلام، پس از اشغال مصر
هلا كه محمّد بن ابى بكر به شهادت رسيد و ما از خداوند بر اين امر، انتظار اجر داريم! به خدا سوگند، تا آن جا كه من مىدانم، او از كسانى بود كه منتظر قضاى الهى (مرگ) بود و براى پاداش [آخرتْ] كار مىكرد و از روش هر فاجر بدش مىآمد و روش مؤمن را دوست مىداشت.
من به خدا سوگند خودم را بر كوتاهى در كارم سرزنش نمىكنم. همانا من در سختىهاى جنگ، جدّى و كاردانم. در كار نبرد، پيشرو و به شيوه تدبير آگاهم و انديشه درست را در ميان شما به كار مىگيرم. آشكارا شما را به فريادرسى مىخوانم و بىپرده شما را براى يارى ندا مىدهم، نه سخنم را مىشنويد و نه فرمانم را اطاعت مىكنيد، تا كارها به سرانجام شومى كشيده مىشود.
شما قومى هستيد كه با شما نه مىتوان خونخواهى كرد و نه مىتوان داغ دلها را به پايان برد. از پنجاه و چند شب پيش تاكنون شما را فرا خواندم كه به داد برادرانتان برسيد. مثل شتر نرِ كف بر لب، خُرخُر كرديد و همچون كسى كه عزم نبرد با دشمن ندارد و در پى اجر نيست، زمينگير شديد. سپس سپاهى اندك و سست از ميان شما نزد من بيرون شد، رنگ پريده «گويا كه آنان را در حالىكه مىنگرند، به سوى مرگ مىكشانند». پس اف بر شما!
٧/ ١٠ نامه سرگشاده امام به امّت اسلام، پس از اشغال مصر
٢٨٣٥. الغارات به نقل از عبد الرحمن بن جندب، و او از پدرش: عمرو بن حَمِق، حُجر بن عَدى، حبّه عَرنى، حارث اعور و عبد اللّه بن سبا، پس از گشوده شدن مصر، خدمت امير مؤمنان رسيدند، در حالى كه آن حضرت، گرفته و غمگين بود و گفتند: به ما بگو كه نظرت درباره ابوبكر و عمر چيست؟
على ٧ به آنان گفت: «آيا [مشكلاتتان حل شده و] براى اين مسئله فراغت يافتهايد؟ اين مصر است كه گشوده شده و پيروانم آن جا كشته شدهاند. نامهاى بيرون مىدهم كه در آن جواب سؤالتان هست و از شما مىخواهم حقّى را كه از من تباه ساختيد، رعايت كنيد. نامه را بر پيروان من بخوانيد و ياورانِ حق باشيد». و اين نسخه آن نامه است: