دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧١ - ٦/ ٨ شكست مردم عراق در پى مرگ مالك اشتر
پروردگارا! همانا من اين مصيبت را [براى پاداش بردن] نزد تو به حساب مىگذارم، كه به يقين، مرگ او از مصيبتهاى روزگار است. خدا مالك را رحمت كند، كه به عهدش وفا كرد و جان باخت و به ديدار پروردگارش شتافت! با اين حال ما پس از رحلت پيامبر خدا كه بزرگترين مصيبتهاست، خود را آماده كرده بوديم كه بر هر مصيبتى شكيبا باشيم».
٢٨١٣. تاريخ اليعقوبى: چون خبر كشته شدن محمّد بن ابى بكر و مالك اشتر به على ٧ رسيد، بر مرگ آن دو بهشدّت ناليد و بهدرد آمد و فرمود: «اى مالك! گريهكنندگان بايد بر همچون تويى بگريند. كجا كسى همانند مالك است؟!».
٢٨١٤. الغارات به نقل از علقمة بن قيس نخعى: پس از شهادت مالك اشتر، على ٧ پيوسته اندوهگين و ناراحت بود، تا آن جا كه پنداشتيم اوست كه مصيبت ديده است نه ما. اين اندوه، روزهايى چند از چهره وى آشكار بود.
٦/ ٧ شادى معاويه
٢٨١٥. الغارات به نقل از معاويه، پس از شهادت مالك اشتر: امّا بعد؛ على بن ابىطالب دو دست داشت. يكى از آن دو در روز صِفّين قطع شد مقصودش عمّار ياسر بود و ديگرى امروز قطع شد و آن، مالك اشتر بود.
٦/ ٨ شكست مردم عراق در پى مرگ مالك اشتر
٢٨١٦. الغارات به نقل از مغيره ضبّى: كار على ٧ در كوفه پيوسته استوار بود، تا آن كه مالك اشتر از دنيا رفت. مالك اشتر در كوفه، آقاتر (و سرورتر) از احنف در بصره بود.