دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٣ - ٨/ ٤ غارت سفيان بن عوف
مرا مىديديد و همراه من پيكار مىكرديد و در راه من كشته مىشديد».
٢٨٤٧. امام على ٧ در ترغيب مردم به جهاد: آگاه باشيد! من شما را شب و روز و نهان و آشكار به جهاد با اين گروه فراخواندم و به شما گفتم: «پيش از آن كه با شما بجنگند، به نبردشان برويد، كه به خدا سوگند، هيچ قومى داخل خانههاى خود با دشمن نجنگيدند، مگر آن كه خوار شدند». شما هم كار را به يكديگر واگذاشتيد و به يارى نيامديد، تا شبيخونها از هر سو بر شما پيش آمد و سرزمينهايتان را گرفتند.
اينك، اين مردِ غامدى است كه لشكريانش وارد انبار شده و حسّان بن حسّان بكرى را كشتهاند و سپاه شما را از پاسگاههايشان كنار زدهاند. به من خبر رسيده كه افراد آنان بر زن مسلمان يا زنِ اهل ذمّه وارد مىشدند و خلخال و گردنبند و دستبند و گوشواره از آنان مىكَندند، و آنان جز با گفتن «إنا للّه وإنا إليه راجعون» و ترحّمخواهى كارى نمىتوانستند بكنند. سپس غارتگران با دست پُر برگشتهاند، نه فردى از آنان زخمى شده و نه خونى از ايشان ريخته شده است. اگر پس از اين حادثه، مسلمانى از اندوه بميرد، جاى ملامت نيست؛ بلكه در نزد من شايسته است!
شگفتا، شگفتا! دل را ذوب مىكند و اندوه مىآورد اينكه آن گروه در راه باطلشان هماهنگاند و شما در راه حق خويش پراكندهايد. بدا به شما و فسردگى باد بر شما، كه نشانه و هدف تيرها [ى دشمن] شدهايد! بر شما شبيخون مىزنند و نمىشوريد. با شما مىجنگند و پيكار نمىكنيد. خدا را نافرمانى مىكنند و خرسنديد. وقتى در روزهاى گرمْ فرمانتان مىدهم كه به سويشان بشتابيد، مىگوييد: اينك اين سوزش گرماست. مهلت بده تا گرما از ما بگذرد [و خنك شود]! و چون در زمستان فرمان مىدهم كه به سويشان بكوچيد، مىگوييد: اين سرماى سوزان است. مهلتمان ده تا اين سرما از سرمان بگذرد! همه اينها فرار از گرما و سرماست. هرگاه شما از سرما و گرما گريزان باشيد، به خدا سوگند، از شمشير گريزانتر خواهيد بود.