دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٥ - ٨/ ٢ هجوم ابن حضرمى به بصره
به او مهلت مىدهد، از چنگ خدا نمىتواند بگريزد و خداوند، بر سر راه او در كمين است. پس هر كار مىخواهد، بكند. ما هرگز پيمان خود را نخواهيم شكست و نقض عهد نخواهيم كرد و هيچ مسلمان و معاهَدى را به هراس نخواهيم افكند، تا آن شرط ترك جنگ ميان ما سپرى شود. إن شاء اللّه!».
٨/ ٢ هجوم ابن حَضْرَمى به بصره
٢٨٣٧. تاريخ الطبرى به نقل از ابى نعامه: چون محمّد بن ابى بكر در مصر كشته شد، ابن عبّاس، از بصره نزد على ٧ در كوفه رفت و زياد را به جاى خود تعيين كرد. ابن حضرمى نيز از سوى معاويه آمد و نزد بنىتميم منزل كرد. زياد، حضين بن منذر و مالك بن مسمع را احضار كرد و به آنان گفت: شما اى گروه بكر بن وائل! از ياران و افراد مورد اعتماد امير مؤمنان هستيد. ابن حضرمى جايى فرود آمده كه مىبينيد. كسانى هم به حمايتْ نزد او رفتهاند. پس در مقابل هجوم او، با من به دفاع برخيزيد تا فرمان امير مؤمنان به من برسد.
حضين گفت: باشد. مالك كه گرايش اموى داشت و در حادثه جمل، مروان به او پناهنده شده بود گفت: اين كارى است كه مرا در آن شريكانى است. بايد مشورت كنم و آن گاه نظر دهم.
زياد، چون سرسنگينى مالك را ديد، ترسيد كه قبيله ربيعه دچار اختلاف شوند. پس در پى نافع فرستاد و از او نظر مشورتى خواست. نافع، او را به صبرة بن شيمان حدّانى راهنمايى كرد. زياد در پى او فرستاد و گفت: آيا به من و بيت المال مسلمانان پناه مىدهى؟ اين اموال و غنايم شماست، من هم امانتدار امير مؤمنانم!
گفت: باشد، به شرط اينكه آنها را پيش من آورى و در خانه من منزل كنى.
گفت: چنين مىكنم.
زياد، بيت المال را برداشت و بيرون شد تا به حدّان[١] رسيد و در خانه صبرة بن شيمان فرود آمد و بيت المال و منبر را هم آورد و در مسجد حدّان قرار داد. همراه زياد، پنجاه نفر ديگر هم آمدند كه از جمله آنان «ابو ابىّ حاضر» بود.
زياد، نماز جمعه را در مسجد حدّان برگزار مىكرد و به مردم غذا مىداد.
[١] نام تيرهاى از قبيله ازْد كه در بصره نشيمن داشتند.( م)