دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٥ - ٢/ ٢ آن شقىترين، در انتظار چيست؟
٢٩٠١. امام على ٧: «چه چيزى آن شقىترين فرد را باز داشته از اينكه بيايد و مرا به قتل برساند؟ خدايا! من اينان را خسته كردم، اينان هم مرا به ستوه آوردند. مرا از دست اينان و اينان را از دست من راحت كن».
٢٩٠٢. امام على ٧: آيا براى آن شقىترين فرد، فرصتش نرسيده است؟ قطعا اين از اين رنگين خواهد شد (يعنى محاسنش از خون سرش).
٢٩٠٣. الإرشاد به نقل از اجلح از پيرمردان كِنده: بيش از بيست بار شنيدم كه پيران كِنده مىگفتند: شنيديم كه على ٧ بر فراز منبر مىفرمود: «چه چيزى مانع مىشود از اينكه شقىترين فرد امّتْ اين محاسن را از بالا با خونْ رنگين سازد؟» و دست خود را بر محاسن خود مىگذاشت.
٢٩٠٤. البداية والنهاية: كارها بر امير مؤمنانْ مكدّر و آشفته شده بود. لشكرش نافرمانى مىكردند. اهل عراق با او مخالفت كرده، از قيام همراه او سر باز زدند. كار شاميان بالا گرفت، تاختند و چپ و راست، جولان مىدادند و به گمان اينكه به مقتضاى حكمِ داوران (در صفّين) كه هر دو على ٧ را خلع كردند و آن گاه كه امارت از آنِ كسى نبود، عمرو عاصْ آن را به معاويه سپرد، حكومت را از آنِ معاويه مىدانستند.
پس از حكميّت، شاميانْ معاويه را امير مىناميدند و هر چه نيروى شاميان افزوده مىشد، روحيّه عراقيان سستتر مىگشت. اين در حالى بود كهامير آنان على بن ابى طالب ٧ بهترين انسان روى زمين در آن زمان و عابدترين، پارساترين، داناترين و خداترسترينِ مردم بود. با اين همه، او را يارى نكردند و تنهايش گذاشتند، تا آن جا كه از زندگى سير شد و آرزوى مرگ كرد، و اين به خاطر فتنهها و محنتهاى فراوان بود. بسيار مىفرمود: «چه چيزْ مانع آن شقىترين شده است؟ منتظر چيست؟ چرا