دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣ - ٦/ ٤ وظايف مالك اشتر در حكومت مصر
و هركس بدون آبادانى در پى ماليات گرفتن باشد، كشور را ويران و مردم را نابود خواهد ساخت و جز اندكى، كارش استوار نخواهد گشت.
«خراجپردازان را از همه شهرها گرد آور و از آنان بخواه كه وضع شهرهايشان و آنچه را موجب سامان يافتن كارشان و سهولت خراجْ پرداختنشان مىشود، به تو باز گويند. از كارشناسان ديگرى هم جز آنان بخواه كه به تو گزارش دهند». اگر از سنگينى ماليات يا مشكلى چون بىآبى و خراب شدن زمين زراعى بر اثر سيلابها يا خشكسالى و بىآبى يا آفت شكايت داشتند، به آنان تخفيف بده، بهگونهاى كه اميد دارى خداوند به آن وسيله كارشان را اصلاح كند «و اگر از تو كمك خواستند تا با اموال خودشان آنچه را مىتوانند اصلاح كنند، هزينه آن را بر عهده بگير، كه سرانجام اين كار به صلاح كار توست. كمك هزينهاى كه به آنان دادى بر تو سنگين نيايد،» كه اين ذخيرهاى است كه آن را براى آبادانى كشورت و آراستگى حكومتت به تو بازمىگردانند. «بهعلاوه با اينكار، مهر و محبّتو نيّتهاى خوب و خيررسانى آنان را جلب مىكنى و خداوند، اين را وسيله سهولت جلب آنان قرار مىدهد. خراج، چيزى نيست كه با زحمت و رنج فراهم آيد؛ بلكه اين رفتار بزرگوارانه، پيمانى است كه اگر هنگامى حادثهاى پيش آمد و خواستى بر آنان تكيه كنى، تكيهگاه تو خواهد بود.»
چرا كه با اين تأمين رفاه كه بر آنان ذخيره ساختى، نيرويشان خواهد افزود و با عدالت و مدارايى كه به آن عادتشان دادى، اعتماد آنان را خواهى داشت و در حوادث و پيشامدها كه بر آنان تكيه كنى، عذر تو را مىدانند و مىشناسند و با طيب خاطر آن را مىپذيرند.
همانا عمران و آبادى، تاب تحمّل هر بارى را دارد و ويرانى زمين، ريشه در تنگدستى اهالى آن دارد. فقر مردم نيز بهخاطر ريخت و پاش زمامداران و اعتماد نداشتن به بقاى خويش در حكومت و عبرتآموزى كمتر از عبرتهاست. «پس در مسئوليتى كه به آن گماشته شدهاى، همچون كسى كار كن كه دوست دارد ستايش مردم و پاداش الهى و خرسندى امام را براى خود ذخيره سازد. وجز از خداوند، هيچ نيرويى نيست!».
سپس به وضع كاتبان و دبيران خود بنگر «و وضع هر كدام را نسبت به كارى كه از