دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥ - ٦/ ٤ وظايف مالك اشتر در حكومت مصر
سپس [بدان كه] زمامداران را افراد ويژه، خصوصى و نزديكانى است كه انحصارطلبى و سودپرستى و كمانصافى دارند. ريشه آنان را با قطع ريشههاى اين مفاسد از بيخ برآور. هرگز به هيچيك از حاشيهنشينان و نزديكانت زمينى نبخش. نبايد كسى به اين طمع افتد كه قراردادى با تو بندد كه به مردم در حقّ آب، زيان برساند يا در كارى مشترك با ديگران، بار خود را بر دوش آنان بگذارند و در نتيجه، سودش عايد آنان شود و ننگ و عارش در دنيا و آخرت بر گردن تو افتد.
«آن جا كه كارها به داورى تو مىانجامد، به عدالت حكم كن» و در اجراى حق و عدالت، بين دور و نزديك فرق مگذار و در اين كار صبور باش و خدا را در نظر آر. با خويشانت نيز چنين كن، به هر كجا كه بينجامد! و آن جا هم كه اين كار بر تو گران آيد، فرجامش را در نظر داشته باش كه سرانجامش پسنديده است.
اگر مردم در كارى گمان ستم دربارهات داشتند، عذر خويش را براى آنان بازگوى و با اين روشنگرى، بدبينى آنان را از خودت برگردان. در اين كار، هم رياضتى براى توست، هم مهرورزى به مردم، و هم عذر آوردنى است كه تو را به خواستهات در استوار داشتن مردم بر حق، با نرمش و نيكويى مىرساند.
اگر دشمنت تو را به صلحى پسنديده فرا خواند، آن را رد نكن؛ چرا كه در صلح، هم آسايشى براى سپاهيان توست، هم آرامشى براى فكر تو، هم امنيت كشور. امّا بسيار بهوش باش، آن جا كه دشمن تو در پى صلحجويى، گام به پيش بگذارد؛ چراكه چه بسا دشمنْ نزديك مىشود تا اغفال كند. پس اختيار كن و راه هر خطر احتمالى را ببند و در همه كارها تكيه بر خداوند است».
اگر بين تو و دشمنت مشكلى پيش آمد كه ناچار شدى پيمان صلح ببندى يا تعهّدى سپردى، به پيمانت وفادار و نسبت به مراعات تعهّدت امين باش. جان خود