دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٢ - ٢ عدم علم در هنگام تحقق تقدير الهى
همه آنان منتقل شده است)، كتب انبياى الهى، كتاب امام على ٧، مصحف فاطمه ٣، كتاب جَفْر، كتاب جامعه، و الهام.[١]
و بر اساس متونى كه در فصل چهارم همان بخش آوردهايم، امامان اهلبيت، از طرقى كه بدانها اشارت رفت، آنچه را كه مىخواستند بدانند، مىدانستند.
چرا امام، خود را در معرض كشته شدن قرار داد؟
براى توجيه پيشگيرى نكردن امامان از شهادت خود (با اينكه از آن مطّلع بودند)، پاسخهاى متعددى ارائه شده است كه مىتوان گفت اصلىترين آنها بدينشرح است:
١. عدم علم تفصيلى
پاسخ نخست اينكه هر چند اهل بيت : اجمالًا مىدانستند چگونه شهيد مىشوند، امّا علم تفصيلى به اين موضوع نداشتند، هرچند سبب عدم علم تفصيلى آنان، عدم خواست آنان باشد.
اين پاسخ برخلاف ظاهر رواياتى است كه دلالت دارد ائمه ٧ به تفصيل از جريان شهادت خود خبر داشتند و لااقل در مورد شخص امام على ٧ با آن همه متون تاريخى و حديثى كه بخشى از آن ملاحظه شد، اين توجيهْ قابل قبول نيست و شگفت از مرحوم شيخ مفيد كه مىفرمايد: «اينكه امام، به وقت شهادت خويش علم داشته باشد، حديثى كه بر اين علم دلالت كند وجود ندارد»!
٢. عدم علم در هنگام تحقّق تقدير الهى
پاسخ دوم اين است كه امامان : به تفصيل، جريان شهادت خود را مىدانند؛ امّا در هنگامى كه طبق تقدير قطعى الهى بايد شهيد شوند، آن علم و اطّلاع از آنان سلب
[١] ر. ك: اهل بيت در قرآن و حديث: جلد يكم/ بخش چهارم/ فصل سوم: مبادى علوم اهل بيت.