دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٣ - ٦/ ٩ نامه امام به محمد بن ابى بكر
٢٨١٧. الأمالى، طوسى به نقل از ربيعة بن ناجذ: امام على ٧ مردم را به عزيمت براى جنگ فراخواند و آنان فرونشستند و بر يارى نكردن وى هماهنگ شدند و امام ٧ در اين مورد خطبه خواند. سپس مردم از هر طرف سخن گفتند و سر و صدا راه انداختند. مردى برخاست و با صدايى رسا گفت: جاى خالى مالك اشتر براى عراقيان روشن شد. اگر زنده بود، اين همه سر و صدا نبود و هركس مىدانست كه چه مىگويد.
٢٨١٨. أنساب الأشراف به نقل از مدائنى: نزد معاويه [به بدى] سخن از مالك اشتر بهميان آمد. مردى از قبيله نَخَع به كسى كه از او ياد كرد، گفت: ساكت باش! همانا مرگ او اهل عراق را ذليل ساخت، و حيات او نيز شاميان را ذليل ساخته بود. معاويه هم سكوت كرد و چيزى نگفت.
٢٨١٩. شرح نهج البلاغة پس از اشاره به نبرد مالك اشتر در «يوم الهرير»: خدا مادرى كه مالك را زاد، پاداش خير دهد! اگر كسى سوگند بخورد كه خداوند نه در عرب و نه در عجم، دليرتر از مالك اشتر نيافريده است، مگر استادش على ٧، بيم ندارم كه گناهى مرتكب شده باشد. خدا خير دهد به آن كسى كه وقتى از او درباره مالك اشتر پرسيدند، گفت: چه بگويم درباره مردى كه زندگىاش اهل شام را به هزيمت وا داشت و مرگش اهل عراق را! بجاست آنچه على ٧ درباره او فرمود كه: «مالك اشتر براى من همان گونه بود كه من براى پيامبر خدا بودم».
٦/ ٩ نامه امام به محمّد بن ابى بكر
٢٨٢٠. الغارات به نقل از ابن ابى سيف، از ياران وى: چون به محمّد بن ابى بكر خبر رسيد كه على ٧ مالك اشتر را به سوى مصر روانه كرده است، بر او دشوار آمد. على ٧