دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٥ - ١/ ١ شهادت در پى توست
٢٨٧٧. اسد الغابة به نقل از ابن عبّاس: على ٧ به پيامبر ٦ گفت: روز احد كه شهادت من به تأخير افتاد و شهيدان به شهادت رسيدند، به من فرمودى كه: «شهادت از پى توست، پس آن گاه كه اين از خون آن (اشاره به سر و محاسن خويش) رنگين شود، شكيبايىات چگونه خواهد بود؟».
على ٧ گفت: اى پيامبر خدا! اگر آنچه را كه برايم فرمودى، محقَّق شود، اين از موارد صبر نيست، بلكه از موارد بشارت و كرامت است.
٢٨٧٨. امام على ٧: روزى پيامبر خدا [در آستانه ماه رمضان] براى ما خطبه خواند ... سپس گريست. گفتم: اى پيامبر خدا! چه چيزى تو را مىگريانَد؟
فرمود: «اى على! براى آن مىگريم كه در اين ماه، حرمت تو را مىشكنند. گويا مىبينم كه تو در حال نماز خواندن براى پروردگار خويشى كه شقىترينِ اوّلين و آخرين، همزاد پى كننده ناقه قوم ثمود، بر مىخيزد و بر فرق سرت ضربتى مىزند كه مَحاسن تو با آن رنگين مىگردد».
گفتم: اى پيامبر خدا! آيا اين حادثه، در حالت سلامتِ دين من است؟
فرمود: «در سلامتِ دين توست».
سپس فرمود: «اى على! هركس تو را بكشد، مرا كشته است. هر كس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است. هر كه تو را دشنام دهد، مرا دشنام داده است؛ چرا كه تو همچون جان من براى منى. روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است. خداوند متعالْ من و تو را آفريد، و من و تو را برگزيد؛ مرا براى نبوّت