دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٣ - (٢) ٢ خيانت خواص و پيروى عوام از آنان
(٢) ٢. خيانت خواص و پيروى عوام از آنان
در روزگار حاكميت امير مؤمنان، نقش بنيادين در تصميمگيرىهاى غالب مردم را رؤساى قبايل، ايفا مىكردند. امام ٧ بسى تلاش كرد تا معيارگرايى را در صفحه ذهن و صحنه زندگى مردم بگستراند، تا آنان، راه را با معيار حق برگزينند و مردمان را بدان بسنجند، نه اينكه حق را با معيار افراد و شخصيتهاى برجسته و ....[١]
متأسّفانه، تلاش امام على ٧ در اين زمينه، به نتيجه مطلوب نرسيد. چيرگى وضع بدان گونه كه گفته آمد، مانع جدّى اصلاحات بنيادى حكومت على ٧ بود و اين براى امام، سختْ رنجآور بود كه تصميمهاى ايشان، گاه با مخالفت فردى كه جمعى انبوه را به دنبال داشت، سِتَروَن مىماند. امام ٧ اين فضاى ملالآور را بدين سان ترسيم كرده است:
النّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّانِيٌّ، ومُتَعَلِّمٌ عَلى سَبيلِ نَجاةٍ، وهَمَجٌ رِعاعٌ أتباعُ كُلِّ ناعِقٍ يَميلونَ مَعَ كُلِّ ريحٍ، لَم يَستَضيؤوا بِنورِ العِلمِ ولَم يَلجَؤوا إلى رُكنٍ وَثيقٍ.[٢]
مردم، سه دستهاند: عالم ربّانى، آموزندهاى كه در راه رستگارى است، و
[١] ر. ك: ج ٤ ص ٧٧( حقمدارى در شناخت مردان).
[٢] نهج البلاغة: حكمت ١٤٧.